تبليغاتX
نوشته های من

 

 

تجربه دو سال فعاليت در نشريه مهرنامه اگرچه از منظر روزنامه‌‌نگاري بسيار دلچسب و شيرين بوده اما تجربه‌هاي ارزشمند ديگري هم با خود داشته است. ارتباط مداوم و صميمانه با اساتيد سرشناس اين علم، به طور قطع تجربه‌اي گران‌بها است كه آسان به دست نمي‌آيد.

در دو سال گذشته عمده تلاش ما در تهيه و تدوين مسائل معتنابه علم اقتصاد، به دو موضوع معطوف بوده است. نخست ترویج خط اصلی علم و پرداختن به مسائل قابل اعتناي آن و ديگري تلاش براي ايجاد ارتباط با اقتصاددانان ايراني مقيم داخل و خارج كشور كه در اين زمينه موفق شديم فكر و انديشه اقتصاددانان مطرح كشور را با مقاله‌ها و گفت وگوهاي اختصاصي انعكاس دهيم.

واقعيت اين است كه علم اقتصاد در ايران علاوه بر اين كه جزو علوم جوان و نوپا به شمار مي‌آيد، مهجور و مظلوم نيزهست. در مظلوميت اين علم، همين بس كه هيچ كدام از بزرگان آن، اكنون نقشي در برنامه‌ها و سياست‌هاي اقتصادي دولت ندارند. دولت، كم‌ترين توجه را به نظرات اقتصاددانان نشان مي‌دهد و از كنار سال‌ها تحقيق و پژوهش آنها، به آساني مي‌گذرد. در عوض، تعداد زيادي از آنها براي تداوم تدريس يا براي توسعه تحقيقات، راه بهترين دانشكده‌هاي اقتصادي جهان را در پيش گرفته‌اند به‌گونه‌اي كه تعداد قابل‌توجهي از اقتصاددانان جوان ايراني در حال حاضر استاد دانشگاه‌هاي معروف جهان هستند.

اما اين، همه حاشيه‌هاي اقتصاددانان ايراني نيست. آنها با مشكلات بزرگ‌تري مواجهند كه هيچ‌گاه نتوانسته‌اند آن را حل و فصل كنند. اما مهم‌ترين مسئله آنها چيست و چرا اقتصاددانان از حل آن عاجزند؟

بارها شنيده‌ايم كه ميان اقتصاددانان ايراني اجماع و اتفاق نظري وجود ندارد. اختلاف نظر‌ها حتي شامل اصول علم اقتصاد هم مي‌شود. اقتصاددانان ايراني كم‌تر به فكروانديشه هم احترام مي‌گذارند وامكان اين كه آنها زير يك سقف جمع شوند، وجود ندارد. هيچ انجمن جدي و فعالي كه وظيفه تشكيل بانك اطلاعاتي، آموزش به اقتصاددانان جوان يا ايجاد هم‌گرايي ميان طيف‌هاي مختلف را داشته باشد وجود ندارد.

مهرنامه اما در دو سال گذشته موفق شد با تعداد زيادي از اقتصاددانان مطرح كشور، ارتباط كاري مؤثر ايجاد كند. به اين ترتيب ما مي‌خواهيم تلاش كنيم حداقل در حوزه برخي مفاهيم، ميان طيفي از اقتصاددانان ايراني هم‌گرايي ايجاد شود.

شايد زمان آن رسيده است كه بستري مناسب براي گفت وگوي بيشتر ميان اقتصاددانان فراهم شود ومهرنامه نشان داده است كه به اجماع اقتصاددانان مي‌انديشد و اين آمادگي را دارد كه براي ايجاد گفتمان مشترك، اعتماد همه طيف‌ها را جلب كند. در همين زمينه موفق به جلب حمايت و مشورت چند اقتصاددان بزرگ كشور شده‌ايم و قصد داريم در سال 1391، از 100اقتصاددان ايراني در مورد برخي اصول، نظرخواهي كنيم. حال كه به اعتبار مهرنامه توانسته‌ايم ارتباط خوبي با اقتصاددانان داخل وخارج برقرار كنيم شايد بتوانيم تجربه نشريه اكونوميست را براي سنجش افكار طيف وسيعي از اقتصاددانان تكرار كنيم. نزديك به 30 سال پيش، اين نشريه معتبر بيش از 200اقتصاد دان مطرح و صاحب نظر جهان را شناسايي كرد و براي همه، پرسش‌هاي يكساني در مورد مسائل معتنابه علم اقتصاد فرستاد. نتيجه اين نظرسنجي، كمك فراواني به ايجاد همگرايي ميان اقتصاددانان كرد و باعث شد انديشه‌هاي مهجور و افكار قديمي، جاي خود را به افكار جديد علم اقتصاد بدهند. همين تجربه را «گريگوري منكيو» در كتاب نظريه اقتصاد كلان تكرار كرد و ديگران نيز چنين كرده‌اند.

شايد اين نظر سنجي بتواند تكليف خيلي از مسائل مورد اختلاف ميان اقتصاددانان ايراني را برطرف كند. حداقل تا آن زمان، انتظار داريم ما را در جريان انتقادها و پيشنهادات خود قرار دهيد.

 

مهرنامه شماره ۲۰-نوروز ۱۳۹۱

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

بزرگان توصیه کرده‌اند زمانی که در مورد افراد می‌نویسیم، احساسات را کنار بگذاریم و از روی حب و بغض ننویسیم اما مگر می‌شود در مورد کناره‌گیری خواسته یا ناخواسته «دکترمسعود نیلی» از ریاست دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف بی‌حب‌وبغض نوشت؟

 

او ریاست دانشکده را پس از دو دوره دوساله به یکی از دانشجویان سابقش واگذار کرده و خود در زمره استادان همین دانشکده قرار گرفته است. مثل خیلی از اتفاقات نگران‌کننده این روزها، مراسم تودیع آقای نیلی در آخرین چهارشنبه بهمن‌ماه برگزار شد و استاد سرشناس اقتصاد ایران، بار سنگین امور اجرایی و مدیریت دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف را به  محمد ضا آراستی سپرد.


نگاهی به پیشینه فعالیت‌های دکتر مسعود نیلی نشان می‌دهد او هرکجا که بوده، تحول ایجاد کرده و در سایه دوری از حاشیه‌ها و پرهیز از فعالیت‌های سیاسی، موفق شده از خود چهره‌ای درخشان و قابل احترام باقی بگذارد.


اما چرا دور ماندن اساتیدی نظیر آقای نیلی از ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف نگران‌کننده است؟ برای رسیدن به پاسخ، ضرورت دارد به 70سال پیش بازگردیم و یادآوری کنیم که نخستین دانش‌آموخته‌های علم اقتصاد در میانه‌های دهه 1320، علم اقتصاد را از دانشکده‌های اقتصاد اروپا وارد ایران کردند اما اکنون دانش‌آموخته‌های ایرانی، تحت آموزش و برنامه‌ریزی اساتیدی نظیر دکتر نیلی، در بهترین دانشگاه‌های دنیا در کنار اقتصاددانان مطرح جهان، تدریس می‌کنند. این گزافه‌گویی نیست و رسیدن به پاسخ آن، اندکی جست‌وجو در سایت‌ها و پایگاه‌های اینترنتی دانشکده‌ها، مدرسه‌های بازرگانی و کالج‌های اقتصادی مطرح جهان طلب می‌کند.


چند روز پیش از آقای دکتر نیلی آمار جالب و قابل توجهی شنیدیم که نشان می‌دهد تا چه اندازه برنامه‌ریزی مجموعه مدیران دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف اصولی و کارساز بوده است.


درحال حاضر47 نفر از دانش‌آموختگان این دانشکده در بهترین دانشکده‌های اقتصادی مشغول تحصیل در مقطع دکترای اقتصاد هستند. امکان اینکه تعدادی از این نخبگان به کشور بازنگردند وجود دارد اما به گفته دکتر نیلی، تنها 30 درصد دانش‌آموختگان این دانشکده برای ادامه تحصیل به خارج از کشور کوچ کرده‌اند و70 درصد فارغ‌التحصیلان این دانشکده جذب سازمان‌ها و مؤسسه‌های اقتصادی داخل شده‌اند.
اندکی پس از پایان مراسم تودیع و معارفه، از آقای نیلی در مورد فعالیت‌های آینده‌اش پرسیدم و اینکه این روزها بزرگترین دغدغه او چیست؟ پاسخ داد: «این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که مهمترین نیاز کشور برای توسعه چیست و به پاسخی جز نیروی انسانی نمی‌رسم. تجربه‌ام در سازمان برنامه و یافته‌هایم در مورد دلایل توفیق کشورهایی مثل ترکیه در بحث توسعه، به این پاسخ مشخص می‌رسد که ما نیروی انسانی متخصص وتربیت‌یافته کم داریم.»


به گفته آقای نیلی: «اگر ترکیه موفق شد با کمترین هزینه، اقتصادش را اصلاح کند و در مسیر توسعه قرار گیرد، تنها به دلیل اتکایش به برنامه‌های اقتصاددان بود. آنها خیلی هزینه کردند و اقتصاددان و نیروی متخصص تحویل جامعه دادند و اکنون با اتکا به نظر آنها در مسیر توسعه قرار دارند.»


آقای نیلی دیگر رئیس دانشکده نیست و شاید این توفیق را داشته باشد که کارهای نیمه‌تمام خود را به فرجام برساند. از مدت‌ها پیش کار نگارش کتابی تحت عنوان «اقتصاد کلان پیش رفته» همچنین کتابی در باب تاریخ تحلیلی برنامه‌نویسی در ایران و کتاب دیگری در واکاوی اقتصاد سیاسی مشروطه آغاز شده و اتمام آنها، مستلزم دور ماندن او از حاشیه‌های ناخواسته است.

مسعود نیلی از کجا به اینجا رسید؟
مسعود نیلی متولد همدان است. در همین شهر دیپلم ریاضی گرفته  و پس از آن برای تحصیل مدرک مهندسی سازه، وارد دانشگاه صنعتی شریف شده است. اندکی پیش از وقوع انقلاب فرهنگی، درس او به پایان می‌رسد و او که همچنان عطش ادامه تحصیل دارد به مدت سه سال نمی‌تواند دوباره وارد دانشگاه شود. در سال 1362موفق می‌شود در دانشگاه صنعتی اصفهان ثبت‌نام کند.دو سال طول می‌کشد تا بتواند مدرک فوق لیسانس رشته برنامه‌ریزی سیستم‌های اقتصادی را اخذ کند و پس از آن، به دلیل کسب رتبه اول از میان فارغ‌التحصیلان این دوره، به عنوان عضو هیأت علمی در همین دانشگاه استخدام می‌شود اما پس از یک ترم تدریس، مسعود روغنی زنجانی او را به سازمان برنامه و بودجه فرا می‌خواند و پست ریاست دفتر اقتصاد کلان را به او می‌دهد.

مسعود نیلی به مدت سه سال در این پست فعالیت می‌کند تا اینکه در سال 1367 به سمت معاون اقتصادی سازمان برنامه منصوب می‌شود. در این دوره، نخستین برنامه توسعه پس از انقلاب با میان‌داری و محوریت مسعود نیلی تهیه و تدوین می‌شود.


در سال 1370 فرصتی برای ادامه تحصیل پیش می‌آید و مسعود نیلی برای فراگیری علم اقتصاد، این بار به دانشکده منچستر در انگلستان می‌رود. او از این فرصت به خوبی استفاده می‌کند و پس از 5 سال زندگی در شهر منچستر، با یک مدرک فوق لیسانس و یک مدرک دکتری، انگلیس را ترک می‌کند.


پس از آن به مدت یک سال، ریاست مؤسسه عالی پژوهش را برعهده می‌گیرد تا اینکه به دعوت دکتر محمدعلی نجفی دوباره سکان معاونت اقتصادی سازمان برنامه و بودجه را در دست می‌گیرد. او تا اردیبهشت سال 1379 این مسوولیت را بر عهده دارد اما پس از تغییر ساختار سازمان و تغییر نام آن به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، همراه با محمدعلی نجفی، از سازمان برنامه و بودجه خداحافظی می‌کند. تدوین برنامه سوم توسعه، یادگار فعالیت این دوره مسعود نیلی است.


از سال 1379، دوره تازه فعالیت‌های مسعود نیلی آغاز می‌شود و تکنوکراتی که در تهیه و تدوین برنامه‌های توسعه استاد شده است، این بار ردای استادی دانشگاه بر تن می‌کند و با راه‌اندازی دوره کارشناسی ارشد اقتصاد در دانشکده مدیریت و سیستم‌های دانشگاه شریف، تحول تازه‌ای در این دانشکده ایجاد می‌کند. از آن پس نام آن را دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف می‌گذارند. علی‌نقی مشایخی در این دوره رئیس دانشکده است و مسعود نیلی که ریاست گروه اقتصاد این دانشکده را بر عهده دارد، درسال 1384 پژوهشکده دانشکده را راه‌اندازی می‌کند. تدوین ده‌ها گزارش مهم و اثرگذار پژوهشی همچون سند استراتژی توسعه صنعتی و ارزیابی پیامد‌های اصلاح نظام یارانه انرژی در سال 1389 از جمله فعالیت‌های این پژوهشکده است. درسال 1386دوره کارشناسی ارشد اقتصاد و کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی با گرایش اقتصاد در این دانشکده آغاز می‌شود.


مسعود نیلی در سال 1386 برای مدت دو سال، ریاست دانشکده را برعهده می‌گیرد و در ادامه تحولات آموزشی این دانشکده، موفق می‌شود نخستین دوره دکتری اقتصاد را برگزار کند. اندکی بعد دوره کارشناسی ارشد مدیریت و دومین دوره دکتری اقتصاد آغاز می‌شود و در نهایت،با آغاز دوره ماینور اقتصاد درسال 1389، انبوهی از دانشجویان رشته‌های مهندسی برای آموختن اصول اقتصاد، به این دانشکده وارد می‌شوند.


دوره ریاست مسعود نیلی بر دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه شریف از سال 1386 تاکنون، دوبار تمدید شده و با پایان دوره دوم، مسعود نیلی ترجیح داده عمده فعالیت‌های خود را در زمینه تدریس دروس اقتصاد کلان، اقتصاد سیاسی و مبانی اقتصاد متمرکز کند.


آقای نیلی در عین حال بخش دیگری از وقت خود را در کنار اقتصاددانانی همچون موسی غنی‌نژاد، داوود دانش‌جعفری، اکبر کمیجانی و احمد میرمطهری در شورای مشورتی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران سپری می‌کند. حاصل همکاری او با بزرگترین تشکل بخش خصوصی، تهیه و تدوین چند کتاب مهم و اثرگذار در حوزه اصلاح نظام یارانه‌ها، رشد اقتصادی و اندازه دولت در اقتصاد ایران بوده که توسط اتاق تهران منتشر شده است.

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

 

نوزدهمین شماره مهرنامه با تصویری از آخرین شاه متلاشی شده ایران منتشرشد. پرونده ویژه این شماره مهرنامه درمورد جامعه شناسی سقوط محمدرضا پهلوی است که تحلیل گران وسیاستمداران از چهار زوایه سیاست،انقلابیون،نزدیکان وجامعه شناسی به چرایی سقوط محمدرضا پهلوی پرداخته اند.

دراین پرونده قطور،تحلیل گرانی هم چون داوود هرمیداس باوند،عباس سلیمی نمین،مصطفی ایزدی،عباس عبدی،سعیدحجاریان،احسان نراقی و...قلم زنی کرده اند تا مهرنامه مجموعه ای خواندنی از دلایل سقوط محمدرضا پهلوی را گرد آوری کند.


مناظره جامعه شناسی واقتصاد

 

 

پرونده بعدی مهرنامه واکنش اقتصاد دانان به اظهارات دکتر یوسف اباذری جامعه شناس چپ گرا است که درشماره قبلی مهرنامه به طرفداران نظام بازار در ایران تاخته بود.دکتر موسی غنی نژاد در نوزدهمین شماره مهرنامه در پرونده ای با عنوان هیولای هایک، به اظهارات آقای اباذری،ایرادهای محتوایی زیادی گرفته و به اتهامات او پاسخ داده است.

دعوای جامعه شناسان واقتصاد دانان ظرف ماه های گذشته به واسطه بروز بحران مالی تشدید شده و چالش میان یوسف اباذری که جامعه شناسی چپ گرا وموسی غنی نژاد که اقتصاد دانی لیبرال است،درهمین راستا ارزیابی می شود.


آقای اباذری دریک گفت وگوی مفصل با ماه نامه مهرنامه،به اقتصاد آزاد ونظام بازار حمله کرده بود،از سوی یک آقای غنی نژاد به مناظره دعوت شد. به جز آقای غنی نژاد،دکتر محمد طبیبیان نیز از منظر جان رالز،به نقد دیدگاه آقای اباذری در مورد عدالت اجتماعی پرداخته ودیدگاه این جامعه شناس را نقد کرده  و محمدعلی همایون کاتوزیان -استاد دانشگاه آکسفورد نیز به طرح نظر خود در مورد دعوای جامعه شناسی واقتصاد پرداخته است.


آقای اباذری در شماره قبل مهرنامه با اشاره به این که هرکس به نظم خود انگیخته بازار اعتقاد داشته باشد٬هایکی(طرفدار فردریش فون هایک) است٬به مدافعان اقتصاد آزاد درایران تاخته ودر بخشی دیگر از گفت وگوی بلندخود٬فردریش فون هایک(برنده نوبل اقتصاد) را با استالین مقایسه کرده بود.

علاوه براین،گروه اقتصادی مهرنامه میزگردی با حضور دکتر مسعود نیلی ودکتر تقی آزاد ارمکی در مورد نسبت دو علم جامعه شناسی واقتصاد برگزار کرده ودرعین حال به سراغ جامعه شناسان رفته وازآنها در مورد مسائل مشترک دو علم اقتصاد وجامعه شناسی پرسیده است.علی اصغر سعیدی،پرویز پیران،عباسعلی توسلی ومحمد امین قانعی راد،جامعه شناسانی هستند که به نقد روش شناسی علم اقتصاد پرداخته اند ودرعین حال،پارادایم اصلی آن را زیر سوال برده اند.مطلب محمد حسین رحمتی هم در مورد شیوه آزمایش علم اقتصاد خواندنی است.


وکالت یا سیاست؟
گروه حقوقی مهرنامه دراین شماره پرونده ویژه ای در باب "وکالت یا سیاست؟" تهیه وتدوین کرده که بارزترین مشخصه اش،میزگردی با حضور بهمن کشاورز،یوسف مولایی وصالح نیک بخت است.


اقتدارگرایی ایرانی
پرونده خواندنی دیگر مهرنامه،نقد وبررسی کتاب تازه دکتر محمود سریع القلم در باب نظریه اقتدار گرایی ایرانی است.محمدقوچانی دراین پرونده،کتاب تازه آقای سریع القلم را بازخوانی کرده ودر مقاله ای با عنوان اقتدارگرایی ایرانی،بیماری اجتماعی وسیاسی ایرانیان را آسیب شناسی کرده است.

کتاب آقای سریع القم را نشر فرزان روز منتشر کرده واین استاد سرشناس دانشگاه شهید بهشتی در ویژه نامه کتاب مهرنامه به طور مفصل از کتاب تازه اش سخن گفته است.


این آخرین شماره مهرنامه در سال ۱۳۹۰نیست واحتمالا تحریریه این نشریه قصد دارد تا 20 اسفندماه،شماره نورزوی مهرنامه را نیز منتشر کند.

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

"آسمان"توقیف نشده دوستان.کمی درآسمان خانه تکانی کرده ایم.دوباره از هفته بعد می توانید به آسمان نگاه کنید.

پیروزباشید

+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

هجدهمین شماره ماهنامه مهرنامه با تصویری از مهندس بازرگان وبررسی موضوع لیبرالیسم واسلام٬منتشرشد. دراین شماره که فکرمی کنم از شماره های خوب مهرنامه است، علاوه بر موضوع لیبرالیسم و اسلام ونقد دیدگاه های مهندس بازرگان٬ گفت وگوی همکار خوبم متین غفاریان با دکتر یوسف اباذری خواندنی وقابل توجه است که درآن، آقای اباذری به اندیشه اقتصاد دانان مدافع اقتصاد آزاد هم چون دکترموسی غنی نژاد٬دکترمسعود نیلی٬دکتر محمد طبیبیان وحتی استاد عزت الله فولادوند تاخته است. هرچند فکر می کنم بسیاری از تحلیل های ایشان از نظر اقتصادیون غیر قابل قبول است.

آقای اباذری با اشاره به این که هرکس به نظم خود انگیخته بازار اعتقاد داشته باشد٬هایکی (طرفدار فردریش فون هایک) است٬آقایان نیلی،غنی نژاد وطبیبیان وحتی دکتر پژویان را در یک جبهه قرار داده و به مدافعان اقتصاد آزاد درایران حمله کرده وحتی در بخشی دیگر از این گفت وگو٬ فردریش فون هایک(برنده نوبل اقتصاد) را با استالین مقایسه کرده است.

انتشار این گفت وگوی طولانی با آقای دکتر اباذری،همزمان شده است با انتشار برخی مطالب نادرست وناروا در برخی سایت ها که لازم می بینم کمی در مورد آن توضیح دهم.

نخست این که فردی به نام آقای بهنام محمدی در سایت اخبار روز عنوان کرده اند که مهرنامه اظهارات آقای دکتر رئیس دانا در شماره 15 مهرنامه را تحریف کرده است وفهرستی از مغایرت ها را ردیف کرده اند که در صحبت های آقای رئیس دانا نبوده اما مهرنامه منتشر کرده است.راستش را بخواهید به کار خودم شک کردم و دوباره نشستم ومتن مناظره را ازابتدا گوش کردم بنابراین به عنوان گفت وگو کننده و تنظیم کننده متن، قاطعانه می گویم این گونه نیست و آقای بهنام محمدی واقعیت را نگفته است.به جز برخی صحبت های آقای رئیس دانا که انتشار آن مطابق قانون مطبوعات امکان پذیر نبود،هیچ بخش از صحبت های ایشان حذف نشد ضمن این که ازایشان ایمیلی در اختیار داشتم و متن تنظیم شده را سه روز پیش از صفحه بندی برای ایشان ارسال کردم.

بعد از ظهر روز صفحه بندی با آقای دکتر غنی نژاد تماس گرفتم وخواستم متن را برای ایشان ارسال کنم که ایشان به اتفاق آقای دکتر طبیبیان در خارج ازتهران بودند وبه اینترنت دسترسی نداشتند.از ساعت 5بعد از ظهر هم با تأکید آقای قوچانی چند بار با منزل آقای رئیس دانا تماس گرفتم وپیام گذاشتم اما موفق نشدم با ایشان صحبت کنم.تا این که حوالی ساعت 10:30 به تلفن من جواب دادند و چند دقیقه بعد، به اتفاق دوست خوبم رضا تاجیک به منزل آقای دکتررئیس دانا رفتیم.ایشان بسیار محترمانه ومحبت آمیز برخورد کردند.چند مورد اشکال ونارسایی در متن پیاده شده وجود داشت که ازایشان پرسیدم وروی پرینت صفحه اصلاح کردم.متن کامل را هم در اختیار ایشان قرار دادم وخواهش کردم ملاحظه کنند.ایشان دستی به صورتم کشیدند وگفتند"لازم نیست عزیزم،خودت درستش کن".به این ترتیب من ورضا تاجیک با خنده،منزل ایشان را ترک کردیم. در مناظره آقای دکتر رئیس دانا ودکتر غنی نژاد ، حجم صحبت های آقای رئیس دانا 8هزار کلمه است اما صحبت های آقای غنی نژاد در حد 4500کلمه است. اما جالب است که مهرنامه به انحصار طلبی متهم می شود.

همین برخورد را درمورد گفت وگوی آقای احمد سیف هم مشاهده کردم.در برخی سایت ها نوشته اند که تیتر گفت وگو با آقای دکتر احمد سیف( درشماره 15 مهرنامه) ،شیطنت آمیز بوده وایشان مخالف آن بوده اند. با وجود شخصیت دوست داشتنی وقابل احترام آقای سیف،عجیب است که عده ای دایه مهربان تر از مادر شده اند چرا که متن نهایی را با همین تیتر،خود آقای دکتر سیف ملاحظه کرده اند.شاید از بزرگواری ایشان بوده که به انتخاب ما احترام گذاشته اند اما اگر تیتر را عوض می کردند،هیچ اشکالی نداشت.

این ماجراها البته روی دیگری هم دارد.ازجمله این که بعد از انتشار پانزدهمین شماره مهرنامه وگفت وگو با بزرگوارانی هم چون دکتر رئیس دانا،دکتر سیف ودکتر مالجو، برخی دوستان هم سو،بر ما خرده گرفتند که چرا با این افراد مصاحبه می کنید؟ چرا این ها را مطرح می کنید؟ مگر این ها در نشریات خود اجازه سخن گفتن به مخالفان می دهند؟ وازاین دست تحلیل ها.خیلی از دوستان این رویکرد را در وبلاگ های خود نقد کردند. جدی ترین نقد را دوست خوبم محمد صادق الحسینی نوشت وبرایم ارسال کرد که البته هنوز هم منتشر نشده .به جزآن،ایمیل های دیگری هم دریافت کردم اما ترجیح دادیم این گونه نقدها را منتشر نکنیم.

درمقابل،عده ای از دوستان منتقد نوشتند که مهرنامه برای جور بودن جنس،سراغ چپ ها آمده واز آنها نظر خواسته است.این شیوه برخورد خیلی ناراحت کننده بود ومن حتی آن را توهین به اساتیدی می دانم که حاضر شدند با مهرنامه گفت وگو کنند.عده ای دیگر هم ما را متهم به تحریف وحذف وسانسور کردند و در سایت هایی نظیر اخبار روز مطالبی دور از واقعیت نوشتند.

اما یکی از افراد محترمی که توسط دوست بزرگوارم آقای پرویز صداقت معرفی شد،آقای صادقی بروجنی بود که در نقد گفت وگوی مهرنامه با دکتر طبیبیان،مقاله ای نوشته بودند.ایشان هم مطلب را ایمیل کردند اما خدمت ایشان اعلام کردم که ازآن طرف هم نقدهایی دریافت کرده ایم بنابراین یا باید به صورت مجموعه ای از بازتاب ها منتشر کنیم یا این که کلا منتشر نکنیم.بعدها دیدم مطلب ایشان در سایت اخبار روز انعکاس یافته است.

این ها که نوشتم،مقدمه ای بود بر معرفی هجدهمین شماره مهرنامه که بخش عمده ای از مطالب آن،نقد رویکرد گروه اقتصادی در چند شماره گذشته است.آقای قوچانی به برخی اتهام ها پاسخ داده وآقای دکتر طبیبیان هم پاسخی به نقد آقای صادقی بروجنی نوشته اند.

 روایت اقتصاد دانان ایرانی مقیم آمریکا از وقایع وال استریت

علاوه بر این٬گروه اقتصادی مهرنامه در هجدهمین شماره این نشریه با ۱۵ اقتصاد دان مطرح ایرانی مقیم آمریکا در مورد جنبش تسخیر وال استریت گفت وگو کرده ودیدگاه آنها را در مورد چرایی شکل گیری بحران٬نحوه تداوم وپیش بینی آینده آن جویا شده است.دراین پرونده٬اقتصاد دانان مطرحی هم چون محمد طبیبیان٬جواد صالحی اصفهانی٬هادی صالحی اصفهانی٬هایده صالحی اصفهانی٬هوشنگ امیراحمدی٬علی دادپی٬حجت قندی٬حامد قدوسی٬کامران مؤید دادخواه٬رضا حمزه ای٬استیون هورویتز٬والتربلاک٬فرهاد نیلی وجان لوکا بنینو طرح نظر کرده اند.

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

هفدهمین شماره ماه نامه مهرنامه منتشر شد.

همزمان با حضور توماس سارجنت وکریستوفر سیمز در استکهلم ودریافت جایزه نوبل اقتصاد٬تلاش کردیم اندیشه ها ویافته های علمی  دو نوبلیست اقتصاد را در هفدهمین شماره مهرنامه  بررسی کنیم. سیمز و  سارجنت دو اقتصاد دان آمریکایی اند که دو روز پیش جایزه نوبل اقتصاد را از بنیاد آلفرد نوبل دریافت کردند.

این دو متعلق به مکتبی هستند که به " آب شیرین" معروف است.مکتبی که وابستگان آن، از چهاردهه پیش، کاستی های اقتصاد کلان را به چالش کشیده اند وبا طرح نظریه" انتظارات عقلانی" وبسط وتوسعه آن،انقلابی به وجود آورده اند.به سیمز وسارجنت ونیل والاس واد پرسکات٬ چهار مرد اسب سوار می گویند.

 نوبل امسال در حالی به این دو اعطا شده است که  تا آخرین لحظات، انتظار می رفت،" رابرت بارو" این جایزه را از آن خود کند.با این حال بنیاد نوبل ترجیح داد جایزه نوبل امسال را به دو اقتصاد دان "کمی کار" اعطا کند.اقتصاد دانانی که حیطه فعالیت آنها ریاضیات واعداد است.ماه نامه مهرنامه دراین مجموعه، سعی کرده است اندیشه ها ویافته های کریستوفر سیمز وتوماس سارجنت را بازخوانی کند با این هدف که ببینیم دو نوبلیست اقتصاد در کجا ی اقتصاد قرار دارند ویافته های آنها چه کمکی به پیشرفت این علم کرده است.

 از آن جا که سارجنت وسیمز دو اقتصاد دان کمی کار ومتخصص اعداد هستند،بحث نسبت ریاضیات وعلم اقتصاد به مهم ترین محور گفت وگو ها ومقالات این شماره مهرنامه در حوزه اقتصاد تبدیل شده است به این ترتیب دکتر مسعود نیلی ودکتر فرهاد نیلی در میزگردی تخصصی،به بهانه بازخوانی اندیشه های سیمز وسارجنت،وضعیت اقتصاد کلان مدرن را نیز واکاوی کرده اند.

فرهاد نیلی که 7سال از برادر سرشناس اش کوچک تر است دراین میز گرد درحالی که تلاش کرده حد ومرزهای خانوادگی را حفظ کند،آشکارا بیشتر از برادر  به کاربرد ریاضیات در اقتصاد تأکید کرده است.هردو برادر در زمره توسعه دهندگان اندیشه اقتصاد مدرن به حساب می آیند با این تفاوت که مسعود نیلی اعتقاد دارد " ریاضیات تنها برای درک بهتر اقتصاد است نه تسلط بر اقتصاد"  فرهاد نیلی اما قائل به سخاوتمندی ریاضیات است که "بیشتر داشته های خود را برای استفاده علم اقتصاد در طبق اخلاص قرار داده است". پس بی دلیل نیست که برادر کوچک تر در ستایش توماس سارجنت وکریستوفر سیمز سخن می گوید اما برادر بزرگ تر معتقد است گریگوری منکیو به واسطه حفظ اصالت اقتصاد،  بیشتر از این دو شایسته دریافت جایزه نوبل اقتصاد بوده است.

گفت وگو با علی شوریده

درهمین زمینه یکی از گفت وگو های حایز اهمیت این شماره،گفت وگو با دکتر علی شوریده،اقتصاد دان 29 ساله ایرانی است که درحال حاضر در دانشگاه نیویورک تدریس می کند ودرعین حال استاد یار دانشکده اقتصادی وارتون نیزهست.مهرنامه هم چنین فصلی از کتاب منتشر نشده  کامران مؤید دادخواه استاد ایرانی دانشگاه نورث ایسترن  که در باب مکتب شناسی اندیشه سارجنت وسیمز نوشته شده است را منتشر کرده وبه تبارشناسی نظریه انتظارات عقلانی پرداخته است.

سیر شکل گیری وتکامل اقتصاد کلان دکترسعید مشیری استاد برجسته اقتصاد کلان  نیز در این شماره مهرنامه سیر شکل گیری اقتصاد کلان را واکاوی کرده وبه تطبیق شرایط فعلی اقتصاد جهان با نظریه های اقتصاد کلان مدرن پرداخته است.
دربخش اقتصادی مهرنامه همچنین مقالاتی از دکترپویا جبل عاملی،ویلیام دیکنز،لورا کریستینا استیگر وتوماس سارجنت در باب نظریه های اقتصاد کلان مدرن ونظریه انتظارات عقلانی منتشر شده است.

علی میرزاخانی با نوشتن آشتی کرد
علی میرزاخانی -سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد- نیزکه مدت زمانی طولانی دست به قلم نبرده بود،دراین شماره مهرنامه به تحلیل چرایی وقوع بحران وال استریت پرداخته است.

مهرنامه شماره ۱۷ را ازدست ندهید.

 

 

مهرنامه-محمد قوچانی-محمد طاهری-توماس سارجنت-مسعود نیلی-دنیای اقتصاد-فرهاد نیلی-علوم انسانی-مطبوعات-توماس سارجنت-کریستوفر سیمز-نیل والاس-ادوارد پرسکات-کلاسیک های جدید-اقتصاد کلان مدرن-

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |


 گفت‌وگو با والتر بلاک اقتصاد دان آمریکایی مدافع مکتب اتریش

 اگر قرار باشد مشکلات بشر حل شود، تنها راه‌حل آن اعطاي آزادي بيشتر است. 

 اين  شعار اصلي والتر بلاک، اقتصاددان و ليبرترين 71 ساله آمریکایی است.  بزرگان مکتب اتريش در مورد او مي‌گويند اگر روزي موري روتبارد به عنوان «آقاي آزادي‌خواه» شناخته مي‌شد بدون شک اين عنوان اکنون در اختيار «والتر بلاک» است.  «والتر ادوارد بلاک» که فارغ‌التحصيل دانشگاه کلمبياست هم اکنون کرسي اقتصاد دانشگاه لويولا در نيوارولئان را در اختيار دارد و جزو اعضاي ارشد مؤسسه ميزس است.  بلاک علاوه بر کتاب‌ها و مقالات متعدد خود مباحثات گسترده‌اي نيز در نقد کتاب راه بندگي‌هايک با ميلتون فريدمن داشته است. آقاي بلاک تنها راه نجات اقتصاد از بحران کنوني را توجه به گزاره های اقتصاد اتريشي مي‌داند.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

مناظره فریبرز رئیس دانا و موسی غنی نژاد در مورد سرمایه داری و بحران های اقتصادی 

 



به سختي مي‌توان در انديشه موسي غني‌نژاد و فريبرز رئيس‌دانا نقطه‌اي مشترك پيدا كرد. هر چه ‌انديشه غني‌نژاد به انتهاي ليبراليسم نزديك است، رئيس‌دانا خود را در انتهاي سوسياليسم مي‌بيند. غني‌نژاد ليبرتريني پرشور است و رئيس‌دانا، سوسياليستي سرسخت. تضاد و تقابل، وصف حال اين روزهاي اين دو اقتصاددان است اما هر دو گذشته‌اي مشترك دارند. هر دو متعلق به نسلي هستند كه وقتي متولد شد، خواسته يا ناخواسته در فضايي چپ‌گرا چشم باز كرد. هر دو، جواني را با آرمان‌هاي اومانيستي كارل ماركس آغاز كردند. هر دو، تحقق عدالت را در گروي پيروي از آموزه‌هاي ماركسيسم مي‌ديدند. هر دو با اين آرزوها به دانشگاه رفتند و فارغ‌التحصيل شدند. در ادامه مسير، فريبرز رئيس‌دانا به مدرسه اقتصادي لندن و مهد ليبراليسم رفت و موسي غني‌نژاد به دانشگاه سوربن و پاريس چپ‌گرا. چند سال بعد، موسي غني‌نژاد در حالي كه از ماركس گريزان شده بود، فرانسه و فضاي چپ‌زده‌اش را ترك كرد اما فريبرز رئيس‌دانا حتي در مدرسه اقتصادي لندن هم چپ‌گرا ماند.

اكنون در نقد سرمايه‌داري هيچ كس به سرسختي فريبرز رئيس‌دانا نيست و در طرفداري از بازار آزاد هم هيچ‌كس به پاي موسي غني‌نژاد نمي‌رسد. به همين دليل است كه وقتي هر دو زير يك سقف مي‌نشينيد تا در مورد سرمايه‌داري گفت‌وگو كنند، نتيجه چيزي فراتر از يك مناظره است. مناظره‌اي كه اگر همچنان ادامه پيدا مي‌كرد، مي‌توانست به مجادله تبديل شود. شايد به واسطه همين تضادها بود كه در ابتدا هر دو از مناظره سرباز زدند اما در نهايت هر دو پذيرفتند تا بحران اقتصادي را دستمايه يك هم‌نشيني و مناظره داغ دو ساعته كنند.


اگر علاقه دارید این مناظره داغ را دنبال کنید پانزدهمین شماره مهرنامه را از کیوسک های مطبوعاتی تهیه کنید.م

 

+ نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |



همزمان با تولد 99سالگی میلتون فریدمن،نشریه مهرنامه پرونده قطوری در معرفی ونقد اندیشه این اقتصاد دان بزرگ منتشرکرد که درآن،با دیوید فریدمن-پسرمیلتون فریدمن- وپیتر پوتکه استاد سرشناس دانشگاه جرج میسون گفت وگو شده است.

در بخش اقتصادی چهاردهمین شماره ماهنامه «مهرنامه» نوشتارها وگفتارهایی از موسی غنی نژاد،مسعود نیلی،فرهاد نیلی،محسن رنانی،محمد صادق الحسینی،حمید پاداش و پویا جبل عاملی در ستایش ونقد اندیشه های میلتون فریدمن دیده می شود که در کنار دو گفت وگوی اختصاصی با دیوید فریدمن-پسرمیلتون فریدمن- وپیتر پوتکه اقتصاد دان سرشناس مدافع "مکتب اتریش" و ترجمه فصلی از کتاب "زوج خوشبخت" مجموعه بی نظیری  درمورد زندگی واندیشه "اثرگذارترین اقتصاد دان قرن بیستم" گرد آوری شده است.

 میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی بود که خدمات بزرگی در زمینه‌های اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، تاریخ و آمار اقتصاد کرد. او همواره از نظریهٔ بازار آزاد در اقتصاد طرفداری می‌کرد. در سال ۱۹۷۶ جایزهٔ بانک مرکزی سوئد در زمینهٔ علوم اقتصادی که به یاد آلفرد نوبل اهدا می‌شود و با نام جایزهٔ نوبل اقتصاد نیز شناخته می‌شود را از آن خود کرد.


دراین شماره مهرنامه نظریه «جدایی سیاست از دولت» موضوع یادداشت محمد قوچانی است که در آن به تجربه متفاوت سه کشور خاورمیانه‌ای مصر، ترکیه و ایران در گذار از جمهوری نظامی به جمهوری مدنی پرداخته است.


پاسخ آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی به پرسش‌های مهرنامه درباره کتاب‌های خاطرات سالانه‌اش یکی از مطالب مهم این شماره مهرنامه است. آقای هاشمی علاقه به نویسندگی را مهم‌ترین دلیل نوشتن خاطرات و فعالیت‌های روزانه‌اش می‌داند و می‌گوید:«در همان نخستین روزهای پس از شروع نوشتن خاطرات به این نکته توجه داشتم که مطمئناً این نوشته‌ها پایه‌ای برای نگارش تاریخ معاصر در آیسنده خواهد بود. به همین خاطر در کنار ایجاز، سعی می‌کردم مسائل و موارد مهم تاریخی از قلم نیفتد».

سه پرونده ایران امروز، تاریخ و ادبیات این شماره به موضوعات مرتبط با مشروطه اختصاص دارند. از مطالب این بخش خواندن گفت‌وگو با حاتم قادری درباره مشروطه‌خواهی و جمهوری‌خواهی پیشنهاد می‌شود. قادری معتقد است که صورت‌بندی اجتماعی امروز ایران به سمت جمهوری‌خواهی در حال حرکت است و عصر مشروطه‌خواهی تمام شده است. در بخش «آن ماه» توصیه می‌شود پاسخ تیز داریوش آشوری به نقدهای تند سید جواد طباطبایی را بخوانید. در بخش «تریبون» هم مقاله عمادالدین باقی درباره امکان یا امتناع جامعه‌شناسی اسلامی را از دست ندهید.


پرونده جامعه‌شناسی این شماره به بهانه رسانه‌ای شدن واقعه خمینی شهر بحث «خشونت در ایران» را مورد توجه قرار داده و از مطالب این بخش گفت‌وگو با محمد صنعتی است. موضوع پرونده تاریخ معاصر «فضای سیاسی پس از کودتای 28 مرداد» است و از مطالب این پرونده گفت‌وگو با انور خامه‌ای و سید محمود کاشانی را توصیه می‌کنیم. علم سیاست در پرونده خود به موضوع «تجربه ترکیه در قرائت دموکراتیک از دین» پرداخته و خواندن مقاله فتح‌الله گولن توصیه می‌شود. از پرونده «حقوق‌بشر» هم خواندن مقاله هانس تولن با عنوان «حقوق بشر به مثابه یک جنبش جهانی» پیشنهاد می‌شود. پرونده اندیشه سیاسی هم با عنوان «در ستایش راست‌گرایی» به بررسی آرا و افکار الکسی دوتوکویل  اختصاص دارد و از بین مطالب آن گفت‌وگو با احمد نقیب‌زاده و رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای پیشنهاد ما است. موضوع پرونده اندیشه اسلامی «تصوف و عرفان در تمدن اسلامی» است که توصیه می‌شود از این بخش گفت‌وگو با سید حسین نصر را از دست ندهید. پرونده تاریخ سینمای این شماره به علی حاتمی اختصاص دارد و مطلب احمد طالبی‌نژاد با عنوان «بیهقی در سینما» مطلب برگزیده ما در این پرونده است. اما در بخش ضمیمه کتاب علاوه بر پاسخ‌های هاشمی یادداشت یوسف اباذری با عنوان «شنا برخلاف جریان آب»  که درباره باقر پرهام است و مثل دیگر نوشته‌های اباذری داری نکته‌سنجی‌های فراوانی است پیشنهاد می‌شود.



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

چرا پس از235 سال که از انتشار کتاب «ثروت ملل» می‌گذرد این کتاب هنوز زنده و پرآوازه است؟ چه چیز در اندیشه فیلسوف حواس پرت اسکاتلندی وجود دارد که دامنه اثرگذاری آن پس از گذشت این همه سال همچنان پابرجاست.

در طول این همه سال،«ثروت ملل» و نظریه‌های آدام اسمیت در معتبرترین مراکز دانشگاهی، کم زیر تیغ منتقدان نرفته اما همچنان منطقی ومعقول به حیات خود ادامه می‌دهد.آدام اسمیت «ثروت ملل» را در9 مارس 1776در لندن رونمایی کرد و خیلی‌ها این تاریخ را نه فقط روز تولد« ثروت ملل» که روز تولد علم اقتصاد می‌دانند.آدام اسمیت درکتاب معروف خود پس از تحقیق در مورد اندیشه‌ها و تفکرات اقتصادی، دیدگاه‌های خود را در چارچوبی علمی و منطقی ارایه کرد و با این اقدام توانست اقتصاد را از زیر مجموعه فلسفه واخلاق بیرون کشد و به آن وجهی مستقل و ارزشمند ببخشد.امروز،(18تیرماه) دویست وهشتادوهشتیمن سالروز تولد آدام اسمیت،است.او "ثروت ملل" را235سال پیش نوشت ورونمایی کرد. 

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |