پرویز گیلانی را می شناسید؟ میلیاردری که درروزنامه "شرق" ستونی داشت با نام"یادداشت های یک سهامدار".اوکم کاراست اما گاهی که دست به قلم می شود،حرف هایی برای گفتن دارد.این بار او درمورد "فارکس" حکایت جالبی نوشته است.
او ازدختري نوشته است که با استفاده از "حمله شبانه" به پولهاي كلاني دست يافته است. "او ميايستد تا "ستاره شب" طلوع كند. درخشش "ستاره شب" يعني اينكه دختر بايد از آن چه در "حمله شبانه" به دست
آورده است، دل بكند. او با استفاده از "شمعهاي ژاپني" به دل تاريكي ميزند"شما فكر ميكنيد، دختري كه پرویز گیلانی از او نوشته، چكاره است؟ او يك راهزن است يا يك "باجگير"يا شايد يك شبگرد. نميدانم درباره "هما" دختري كه پرویز گیلانی از رفتارش براي شمانوشته است، چه برداشتي كرديد اما پيش از هر گونه داوري، بايد بگويم داريد مرتكب يك اشتباه بزرگ ميشويد."هما" اتفاقا دختري است كه همه او را به نيك ي و رفتار موقر ميشناسند. اما او با ديگر همسن و سالهاي خود، چند تفاوت عمده دارد.اولين تفاوت او با ديگران را بايد در "حملههاي شبانه" اش جست وجوکرد. هرگونه برداشت منفي و غير اخلاقي هم ممنوع. زمانيكه "هما" "حملهشبانه" را آغاز ميكند، احتمالا هزاران نفر از جنس او مورد حمله شبانه قرار ميگيرند.دومين تفاوت "هما"با ديگران را بايد در شب زندهداريهايش جستوجو كرد. او هر شب حوالي ساعت 12، به بازاري ميرود كه در هر ثانيهاش ميلياردها دلار جابهجا ميشود. "هما" براي شركت در اين معاملات، هر شب قبل از ساعت 10، حمام ميكند. لباسهاي تميز ميپوشد. ادوكلن ميزند و شام سبكي ميخورد........
ادامه..
ايراني ها صدها سال پيش، كره هاي درون شكم ماديان را به شرط تحويل بعد از تولد، دادوستد مي كردند. اين شيوه دادوستد امروز در بورس هاي دنيا، حجم عمده اي از دادوستدها را به خود اختصاص داده است.مي گويند؛ نياز، همواره جلوتر از قانون حركت مي كند. در ايران قانون خاصي براي دادوستد «ابزارهاي مالي مشتقه» وجود ندارد، اما در حالي كه شرع مقدس، «سلف خري» را در حد و حدودي خاص مجاز دانسته، هنوز حجم عمده اي از دادوستدهاي بازار ميوه و تره بار كشور، به اين شيوه انجام مي شود.
. بررسي ها نشان مي دهد، با وجود محدوديت هاي قانوني براي استفاده از «قراردادهاي آتي»، چيزي حدود نيمي از دادوستدهاي محصولات باغي كشور به شيوه «سلف» انجام مي شود. فعالان اقتصادي مي گويند بايد شرايطي فراهم كرده كه دادوستد به شيوه «سلف» در اقتصاد ايران كاملاً قانوني و حساب شده اجرا شود.در قراردادهاي «تحويل آتي» كه اكنون ۸۰ درصد حجم معاملات بازارهاي سهام را در اختيار گرفته است، طرفين تعهد مي كنند در يك تاريخ مشخص و با يك قيمت مشخص، يك كالا با كيفيت مشخص را مطابق ضوابط بازار رسمي بورس مبادله كنند.سابقه اين نوع معاملات در ايران به سال ها پيش برمي گردد. مي گويند عشاير ايران صدها سال پيش، كره هاي درون شكم ماديان را به شرط تحويل بعد از تولد، معامله مي كرده اند. اين روش با حالت هاي ديگري، اكنون نيز در بازارهاي غيررسمي ايران رواج دارد؛ از بازار غيررسمي كوپن فروشان در تهران تا بازار زيره و زعفران كاشمر.
هیچ وقت دوست نداشتم فریادهایم راحرف به حرف برسر کلیدها،کلیک کنم.امادیشب بی اختیاربه بن بست چشم های "علی"که نگاه کردم،یاد صفای بی حدی افتادم که چندروز پیش "محمد خاتمی"درناکجاآباد چشم های برادرم کاشت.او لطف کرد وحالی از برادرم پرسیدصفایی که باعث شد"علی "کمی جابه جاشود وکمی بخندد.شاید دوهفته پیش بودکه به اتفاق برخی دوستان،به دیدار"محمد خاتمی "رفتیم .دیدارما که همراه بودبا دردل های آقای خاتمی،حداقل 150دقیقه به طول انجامید ودرتمام این مدت من، کنار"معماراصلاحات"نشسته بودم.بعدازاینکه خودرا برای خداحافظی آماده کردیم،ازآقای خاتمی خواستم چنددقیقه ای با برادرم که بعدازچند عمل سنگین،دوران نقاهتش را می گذراند صحبت کند.خیلی تلاش کردم اماارتباط برقرارنشد تااینکه خاتمی گفت:شماره اش را بنویس تا دراولین فرصت با اوصحبت کنم.ازبیم اینکه ممکن است،دغدغه هاومشغله های یک سیاست مدار مانع از خوش قولی او شود،جریان را برای برادرم تعریف نکردم.
يك روز سرد زمستاني در ساختمان انجمن شركتهاي ساختماني مهمان مردي بوديم كه اكنون رياست اين سازمان را با بيش از 5 هزار عضو به عهده دارد. نماينده اصلاحطلب مجلس ششم را با ابروهاي پرپشت و قيافهاي جدي همه به خاطر دارند. او يكي از صريحترين چهرههاي مجلس ششم بود.مهندس بهاءالدين «ادب» اكنون پس از سالها به دنبال راهكاري براي برونرفت بخش خصوصي از بحران است، بحراني كه وي آن را ناشي از ورود شركتهاي دولتي و شبه دولتي ونظامی هابه اجراي پروژههاي عمراني ميداند و از نظر او زيانهاي مهلكي را به پيكر اقتصاد ملي وارد ميكند. ادب هنوز اميد خود را از دست نداده و همان گونه كه با بيماري سرطان خود دست و پنجه نرم ميكند، همواره به دنبال راهي است تا ضمن مشاركت پيمانكاران بخش خصوصي در فعاليتهاي عمراني، امنيت سرمايهگذاري آنها تضمين شود.
قضیه ازاین قراربودکه "محمدصفی زاده"مدیرمسوول" نشریات ابرار"ترجیح دادروزنامه "ابراراقتصادی"رابدون ایرج جمشیدی منتشرکند.او به همین دلیل از تمدیدقرارداد جمشیدی سرباززدو"ایرج"مجبورشدبه فکرانتشارنشریه ای دیگرباشد.نخستین اقدام جمشیدی که حالا صاحب یک تیم خاص بود،رایزنی با"حسین سجادی"بودکه آن روزها همه کاره روزنامه" توسعه" بود.بعداز دیدارجمشیدی با حسین سجادی،قراربراین شدکه "ایرج"باتیمش هرروز12صفحه اقتصادی را به صورت ضمیمه روزنامه توسعه،منتشرکند.این قرارداد عملی شداما چندروزبعد،با تهدید دادستانی،ایرج جمشیدی مجبورشد قرارومدارش را با حسین سجادی به هم بزند.آن روزها من درروزنامه "توسعه" کارمی کردم وزمانیکه ایرج جمشیدی به این روزنامه لشکرکشی کرد،مجبور به ترک آن شدم.ما بلافاصله به روزنامه ابراراقتصادی رفتیم واین روزنامه را منتشر کردیم.رفت وآمدهای جمشیدی واقعاحکایت های عجیبی داشت.می دانم اکنون که 4سال از آن روزها گذشته است،کسی یادش نمی آید که بر ایرج جمشیدی آن روزها چه گذشت.می دانید ماجرا ازچه زمانی آغاز شد؟اگر نمی دانید به این گزارش توجه کنید.اصل این گزارش را می توانید درشماره 14نشریه "یک هفتم"بخوانید.
محسن رضايی را اينقدر آرام ومطمئن نمی دانستم.اما رودررويش که قرار گرفتم احساس کردم ان قدر که من فکر می کنم خشن نيست.کت قهوه ای سه دکمه ای پوشيده بود ودر اتاقی روبروی من نشست که تازه نقاشی شده بود.می دانم وخوداو هم ميداند که شانسی برای برنده شدن در انتخابات نهم ندارد اما به عنوان يک خبرنگار بورس از فرمانده سابق سپاه پرسيدم -نظرت راجع به مديرانی که خودرا وابسته به سپاه-وزارت اطلاعات وبيت رهبری می دانند ود ربورس هرچه می خواهند می کنند چيست؟رضايی گفت....
محمد طاهري – سحر شقاقي: نمايندگان مجلس هفتم، با تصويب يكي از مهمترين لوايح تدوين شده دردولت «محمد خاتمي» آب سردي برآتش حاشيههاي فراوان و چالش هاي سنگيني ريختهاند كه ديرزماني دامن دولت دوم اصلاحات را گرفته بود.هنوز نقد و نظرها و حرف و حديثهاي فراواني كه از ابتدا تا انتهاي تصويب لايحه بازار اوراق بهادار وجود داشت، را كسي از ياد نبرده است. جنگهايي كه در يك سوي آن، مديران ارشد بانك مركزي حضور داشتند و در ديگر سوي آن مديران ارشد وزارت اقتصاد. آن گونه كه قديميهاي اقتصاد ميگويند، بحث تدوين يك قانون جديد براي بازار سرمايه ايران، حداقل از 12 سال پيش مطرح بوده است اما آن گونه كه «غلامرضا سلامي» ميگويد، جدي شدن بحث به مهر ماه سال 1380، مربوط ميشود.يعني روزهايي كه «مهندس طهماسب مظاهري» تازه بر كرسي وزارت اقتصاد تكيه زده بود. مردي كه ما براي گفتوگو روبهرويش نشستهايم خيلي خونسرد است يا بايد بگوييم آرامتر است از اينكه با طرح نخستين سوال، اختيار از كف دهد. بنابراين اگر ميبينيد، فضاي اين مصاحبه، آرام است و آغشته به خاطرات، بايد آن را در دو دليل خلاصه كنيد. نخست خونسردي غلامرضا سلامي و دوم ويرايش مطلب توسط خود او.با اين حال اگر اين گفت و گو را تا انتها دنبال كنيد، نكات تازهاي در مورد قانون بازار سرمايه، خواهيد يافت.
من هیچ وقت با مدیر مسوول هیچ روزنامه ای گفت وگو نکرده ام .این آدم ها همیشه برای من مرموزی خاصی داشته اند.رابطه من همیشه بااین آدم ها مثل رابطه یک بچه شلوغ با پدرسخت گیرش بوده است.امابایداعتراف کنم که برای نخستین باراست که بایک مدیرمسوول راحت حرف زده ام.گفت وگوبه جای خود."علیرضا بختیاری"خیلی راحت تر از آن است که نشودبااویک گفت وگوی بامزه گرفت اگر اطرافیان بگذارندوبنابراین مطمئن باشید اگرمصلحت نگری نمی شد،این گفت وگوخیلی بهترازاین که هست،منتشر می شد.درضمن این گفت وگورابرای ویژه نامه وروددنیای اقتصاد به چهارمین سال عمرش تهیه کرده ام.