تبليغاتX
نوشته های من

بار حسابرسي سالانه صدها شركت دولتي، كمر هر سازمان

و هر مديري را خم مي‌كند. كمر هوشنگ نادريان آنگونه كه او مي‌ايستد، راه مي‌رود و تا دم در مشايعت مي‌كند نشاني از خمودگي ندارد اما فرداي روز مصاحبه كه تو با دفترش تماس مي‌گيري تا در مورد چند آمار مطمئن شوي، به تو مي‌گويند «آقاي مديرعامل به خاطر درد كمر، چند روزي خانه نشين شده است.» هوشنگ نادريان، مدير خونسرد و آرام سازمان حسابرسي كل كشور، 33 سال سابقه كار در حرفه حسابرسي و حسابداري دارد. او از همان ماه‌هاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي، به سطوح بالاي مديريتي در حرفه حسابرسي كشور نزديك شده است و به جز سابقه قابل توجهي كه در هيات عامل سازمان حسابرسي كل كشور دارد، به همراه محمد شريعتمداري، وزير سابق بازرگاني، جزو ايجادكنندگان موسسه حسابرسي مفيد راهبر هم بوده است.

سازمان تحت مديريت هوشنگ نادريان در مجموع 1404 نفر پرسنل دارد. در ميان اين ارتش دولتي حسابرسان، 7 نفر مدارك دكترا دارند، 183 نفر فوق‌ليسانس هستند و 986 نفر هم ليسانس. بقيه پرسنل سازمان حسابرسي كل كشور هم تحصيلات فوق ديپلم و ديپلم دارند. ارتش حسابرسي دولتي ايران كه هر سال چيزي حدود 1232 شركت را حسابرسي مي‌كند، اين روزها در حال تمرين خصوصي‌سازي تاريخي دولت ايران، پس از ابلاغ سياست‌هاي جديد اصل 44 است. در كنار اين ارتش، 140 موسسه رسمي حسابرسي وابسته به بخش خصوصي هم در حال آماده‌سازي براي پيوستن به صف قيمت‌گذاري سهام دولت هستند. هوشنگ نادريان ارزش دارايي‌هاي قابل واگذاري شركت‌هاي دولتي را 132هزار ميليارد تومان اعلام كرده است كه با احتساب شركت‌هاي خارج از حيطه اصل 44 احتمالا رقم دارايي‌هاي قابل واگذاري، حدود 60 تا 70هزار ميليارد تومان كاهش خواهد يافت. مديرعامل سازمان حسابرسي مي‌گويد: «كار تدوين استانداردهاي قيمت‌گذاري آغاز شده است و احتمالا پس از آن، كار اجرايي قيمت‌گذاري‌ها آغاز خواهد شد». به طور قطع تا آن روزها، حال رييس هيات عامل سازمان حسابرسي كل كشور بهبود خواهد يافت و ارتش تحت فرمان او به ترتيب پاسخ‌هايي كه نادريان به پرسش‌هاي ما داده است، كار قيمت‌گذاري شركت‌ها را آغاز خواهد كرد. ناگفته نماند كه عكس‌هاي اين گفت‌وگو كار دوست و همكار عزیزم «رهام وزيري» است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

" فرهاد تکنیکال" آدمی بسیار معقول، به دور از حاشیه وزیرک است که نمونه اش راکم دیده ام. هرچند می گویند" در بازارسرمایه ایران هیچ کس راست نمی گوید" اما شما اطمینان داشته باشید که فرهاد انتصاری ویکی دوتا از دوستانش اهل دروغ بافی نیستند.

این تیم را مدت زیادی است که می شناسم.کار روزانه آنها تهیه بولتن های مشاوره سرمایه گذاری،راه اندازی اتاق های گفت وگو، به روز کردن سایت های آموزشی و وبلاگ هایی است که بدون تعارف همیشه چیزهای زیادی برای یاد گیری دارند.

"بهروز شهدایی "هم جزو همین گروه است که پیش ازاین درمورد "تحلیل فاندامنتال" دوجلد کتاب خوب تهیه کرده است.

درمقابل "فرهاد انتصاری" یک تحلیلگر"تکنیکال" است که هرچند کتابی به چاپ نرسانده ،اما در انتقال مفاهیم "تحلیل تکنیکال" ازطریق اینترنت تلاش بسیار زیادی از خود نشان داده است.

تازه ترین تلاش این تحلیل گر تبریزی که در بازار فارکس خیلی موفق عمل کرده است،راه اندازی یک سایت اینترنتی است که دراین جا به آن لینک داده ام.دراین سایت که البته با همکاری حامد صمدی- حمیدرضا سابعی وآقای محترمی به نام محمد شیخوان راه اندازی شده است قابلیت های زیادی وجود دارد که از شما دعوت می کنم ازنزدیک ببینید.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

وضعیت بورس نگران کننده است.بازار های موازی خودرو،موبایل ومسکن هم دیگرجذابیت خودرا ازدست داده اند.به نظرشما ایرانی ها دراین شرایط روی چه کالایی سرمایه گذاری می کنند؟خیلی دورنیست.مردم دوباره خمره های معروف را برپا کرده اند.می دانید برای چه؟ به سبک پول دارهای  شمیرانات ومخبرالدوله وامیریه "طهران" قدیم، سرمایه گذاران مدرن هم به دادوستد سکه وطلا روی آورده اند. می گویند تهرانی ها دوباره خمره های قدیمی را پرکرده اند ازسکه وشمش های طلا. ومی گویند بازارسکه حسابی سکه شده است.

ظاهرا من وشما مثل همیشه دیربه فکرافتاده ایم. مردم خیلی وقت است که سهام خودرانقدکرده اندتا سکه بخرند.این آخرراه نیست. خیلی ها حالا دل وجگر دادوستد شمش های یک کیلویی طلا هم پیداکرده اند.می گویید نه، به خودزحمتی بدهید وسری از بازار "سبزه میدان" یا بانک کارگشایی ویا حتی بازار کریم خان زند وچهارراه استانبول بزنید.می دانید قیمت سکه به کجارسیده است؟

خوب که دقت کنید می بینید،بزرگترین خریدوفروش کنندگان سهام دربورس تهران، مثل پرنده های تالابی مدتی ازبورس دورمانده اند تا اوضاع کمی مساعدشود. پرنده های مهاجر عادت دیرینه ای دارند.آنها زمستان بورس را ترک می کنند تا به بهار بازارهای موازی کوچ کنند. برای آنها فرقی  نمی کند. هرکجا بشود"نوسان گیری" کرد، بهار همان جاست. واکنون بهار نقدینگی مردم، بازار سکه وبازار شمش است. حال وحوصله دارید تا باهم سری به بازار طلای تهران بزنیم؟

 

ازکجا سکه بخریم؟

 

"میل به خرید شمش طلا درایران به شدت افزایش  یافته است" این خبررا یکی ازآشناهایم دربازارتهران داد.اودر یکی ازقدیمی ترین بازارهای تهران "زرگری"دارد.  " سبزه میدان "جایی که اوبه اتفاق برادرش،به کارخریدوفروش  طلا مشغول است ، یکی ازشکل یافته ترین بازارهای  سکه وطلای ایران به حساب می آید. دراین بازارحدود 200 فروشنده با نام ونشان سکه وطلا،  به دادوستد  گسترده مشغولند. خیلی ها معتقدند نبض بازار طلای ایران  دراین بازار می زند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

این روزها برای دادوستدهای کلان دربورس های بین المللی، گذشته از آگاهی به علوم اقتصادی وریاضی ،باید ادا درآوردن وشکل دادن به دست وصورت را هم خوب آموخته باشید. یک اشتباه می تواند شمارا به چاله یک زیان چند میلیونی بغلطاند وشمارا به یک معامله گر ورشکسته تبدیل کند.

اگر اخبار اقتصادی را ازطریق شبکه های ماهواره ای ویا تلویزیون خودمان دنبال می کنید،به طور قطع دیده اید که همراه با  خبر،تصویرهایی از دادوستد های داغ اوراق بهادار ویا کالا،از تلویزیون پخش می شود.

اگر خوب دقت کرده باشید،حتما به یاد دارید که درتصویر تلویزیونی،عده ای سخت مشغول خرید وفروش سهام ویا "بیجک" های مربوط به کالاهای قابل دادوستد دربورس های کالایی هستند.

وباز اگر دقت کرده باشید،به یاد دارید که "تریدر"ها دربورس های بین المللی،ازطریق شکل دادن به انگشتان دست وحالت دادن به صورت،سخت مشغول فهماندن چیزی هستند.

درتصویر تلویزیونی شما نمی توانید،طرف مقابل ومخاطب تریدرهای معروف بین المللی را ببینید اما درمقابل آنها "کارگزاران "نشسته اند و"معامله گران" سعی می کنند بااشاره های خاص،به کارگزاران خود که دریک جایگاه مخصوص قرار گرفته اند، بفهمانند که چه کالایی وبه چه میزانی باید خریداری شود.

استفاده از موبایل،بی سیم ودیگر وسیله های ارتباطی در بورس های بزرگ ممنوع است به  دو دلیل: اول اینکه باعث می شود درشبکه الکترونیکی دادوستد، اختلال ایجاد شود ودوم اینکه،فرصت یکسان رقابت را ازخیلی ها می گیرد.بنابراین،هر معامله گری بین خود وکارگزارش رمز ونشانه ای دارد تا درسریعترین زمان ممکن،بتواند منظورش را تفهیم کند.

درهربازاری علایم ونشانه ها متفاوت هستند وممکن است درهیچ بازاری به هم شبیه نباشند.این یک قاعده کلاسیک نیست ومبنای خاصی هم ندارد بنابراین بسته به هماهنگی وخلاقیت معامله گران،علامت ها هم می تواند متفاوت باشد.

به طور مثال ممکن است یک معامله گر با استفاده از چند حرکت سر ودست،به کارگزارش بفهماند که زمان فروش رسیده ویا وقت خرید است.

شاید شما فکر کنید این قواعد دربورس تهران هم مورد قبول کارگزاران ومعامله گران قرار گرفته است اما حقیقت این است که دربورس تهران چنین رسمی وجود ندارد.نه دربورس اوراق بهادار ونه دربورس فلزات.

دلیل مشخص نبودن این قاعده  دربازار سرمایه ایران ، این است که هنوز دادوستدها دربازار سرمایه ایران،شکل واقعی رقابت را پیدا نکرده وگذشته ازآن،هر معامله گری به راحتی می تواند به کارگزاراش دسترسی داشته باشد (درمورداستفاده از موبایل دربورس اوراق بهادار تهران وبورس فلزات سخت گیری نمی شود).گذشته ازآن،اگرمی ینید درتصویری که از بورس های بزرگ خارجی پخش می شود،آدم ها هیجان زده اند ومدام بالاوپایین می پرند،بدانید که آنها سهم ویا حق تقدم شرکتی مثل "ایران دارو" یا " باما" را دادوستد نمی کنند.آن چه میان معامله گران رقابت شدید ایجاد می کند، دادوستد اوراق "آپشن" و"فیوچر"  شرکت ها ویا کالاها است که  تاکنون به دلایل شرعی،هرگز دربورس تهران اجازه دادوستد پیدا نکرده است.

درجایی خوانده بودم که استفاده ازنشانه ها وعلایمی که معمولا ازطریق دست انجام  می شود،ریشه در معاملات آربیتراژ دارد.حتما می دانید که آربیتراژ،خرید وفروش همزمان کالا ویا سهام واوراق بهادار است که یک معامله گر با هدف استفاده از اختلاف قیمت میان دوبازار،آن را انجام می دهد.

این سبک پیچیده دادوستد،که سوداگران بسیار حرفه ای با استفاده ازآن به سودهای کلان دست می یابند،از اوایل دهه 1970 مورد توجه قرار گرفته وطبیعی است که استفاده از نمادها ونشانه های دست وصورت هم،ازهمین ایام وارد ادبیات بازارهای مالی شده باشد.

درهرصورت،این روزها معامله گران بزرگ،با استفاده ازاین حرکات که می تواند محرمانه،خصوصی ومبتکرانه باشد، سرعت قابل توجهی به دادوستد ها می دهند،وازمیان ازدحام وسروصدای صدها معامله گر دیگر،منظور خودرا به کارگزاران منتقل می کنند.

به این هم فکر کنید که شاید یک اشتباه کوچک ازسوی یک معامله گر ویا کارگزاراو،به زیان چند میلیون دلاری منجرشود.

اگر بتوانم تصاویر مربوط به این علامت ها را دانلود کنم،با یک مطلب جدید،به تشریح بعضی ازآنها خواهم پرداخت.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

گفته بودند فقط چند خبرنگار از چند روزنامه خاص، به بهانه روز خبرنگار،مهمان رییس جمهوری هستند اما به خیابان پاستور که پا گذاشتم، دیدم حداقل 100خبرنگار وتصویربردار به مقر ریاست جمهوری آمده اند تا شام را با محمود احمدی نژاد صرف کنند.طبق معمول همیشه، کیف و وسایل خودمان را به بچه های حراست ریاست حمهوری دادیم وبعداز دید وبازدیدهای امنیتی،به مسجد ی در مقر دولت، هدایت شدیم.

از ساعت ورود ما به مقر ریاست جمهوری،حداقل یک ساعت ونیم گذشت تا اینکه مارابه رستوران هدایت کردند.

ما (منظورم خبرنگارانی است که در دسته خودی های دولت نهم

به شمار نمی روند) به این دلیل که انتظار هرگونه برخوردی

 را همیشه داریم،خیلی سخت نگرفته بودیم اماخیلی از

بچه های خودی به خاطراین تاخیر، مقر ریاست جمهوری را

ترک کردند.دربین آنها خبرنگاران رسالت وکیهان هم دیده شدند.

تا اینجا گفتم که ما وارد رستوران شدیم.ظرف مدت دو دقیقه، غذای همه آماده شده بود وما شروع کردیم به خوردن .من جایی نشسته بودم که در ورودی به خوبی دیده می شد.درضمن جایی ،که قراربود محمود احمدی نژادهم بنشیند، در فاصله دو متری پشت من قرار داشت.

مشغول خوردن بودیم که رییس جمهوری به اضافه غلامحسین الهام(سخنگوی دولت)سعید لو(معاون اجرایی رییس جمهوری) جوان فکر(مشاورمطبوعاتی رییس جمهوری) وتعدادی دیگر از بچه های اطلاع رسانی دولت،اورا همراهی می کردند.

احمدی نژاد وارد رستوران که شد،به عکاس ها که جلوی در ورودی را گرفته بودند،گفت: تاخیر من را ببخشید.اجازه بدهید، می خواهم سر میز همه بروم وخوش آمد گویی کنم.

پس ازآن محمود احمدی نژاد با همه بچه ها خوش وبش کرد وسرانجام همان جایی نشست که پیش ازاین توضیح دادم.

"سمیه قشقایی" نخستین خبرنگاری بود که روی صندلی خالی روبه روی رییس جمهوری نشست ولب به گلایه گشود.

چون نزدیک بودم، به خوبی صدایش را می شنیدم.

به رییس جمهوری گفت: آقای دکتر مهرورزی دولت شما،شامل حال روزنامه ما (جهان اقتصاد)هم شد.آقای طهماسبی وزیر صنایع دولت شما به خاطر درج گزارشی درمورد افزایش تعرفه گوشی تلفن همراه،از روزنامه ما شکایت کرده اند.با وجودیکه حدود 15 سال از عمر روزنامه ما می گذرد،تا کنون شکایتی از ما نشده بود واین نخستین باراست که از ما شکایت می شود...

"سمیه قشقایی"آن قدر حرف زد وگلایه کرد  تا رییس جمهوری، به دکتر الهام گفت: به آقای طهماسبی فردا زنگ بزنید وبه نقل از من ازایشان بخواهید که شکایت روزنامه جهان اقتصاد را پس بگیرند.

سمیه قشقایی رفت وبچه های حراست ریاست جمهوری جلوی ورود بقیه را گرفتند تا آقای احمدی نژاد شام اش را بخورد.

پس ازاینکه شام من تمام شد، صندلی ام را کمی برگرداندم و روبه رییس جمهوری نشستم.منتظر فرصتی بودم تا درمورد شکایت دکتر طهماسبی از روزنامه شرق هم به آقای احمدی نژاد اشاره کنم. چند دقیقه بعد فرصتی پیش آمد و روبه روی آقای احمدی نژاد نشستم و گفتم : آقای دکتر، متاسفانه ازروزنامه شرق ویکی دو روزنامه دیگر هم شکایت شده است بد نیست اگر دستور لغو شکایت این روزنامه ها را هم صادر کنید.

درپاسخ به این صحبت من، رییس جمهوری،به سخنگوی دولت گفت: شکایت از روزنامه ها ،صورت خوبی ندارد.به خصوص اینکه به خاطر مسایل اقتصادی باشد.فردا با آقای وزیر(وزیر صنایع ومعادن)  صحبت کنید وبگویید مسایل را ازطریق گفت وگو حل کنند.

من تشکر کردم و سرجای خودم نشستم وبازهم شاهد بودم که رییس جمهوری به آقای جوان فکر وغلامحسین الهام گفت: به آقای طهماسبی بگویید به خاطر روز خبرنگار از شکایت های خود صرف نظر کند.

"پاریاب" دبیر اطلاع رسانی دولت هم چیزهایی به رییس جمهوری گفت که من متوجه نشدم اما شنیدم که احمدی نژاد گفت: شکایت از روزنامه ها راه درستی نیست.بهتر است مسایل با گفت وگو حل شود.

 چند دقیقه بعد به خاطر هجوم عکاس ها،مجبورشدم جای خودم را ترک کنم.

پس ازآن دور میز احمدی نژاد به شدت شلوغ شد و هرکس مشکلی داشت مطرح  کرد ورییس جمهوری هم به سبک خودش، پاسخ داد.

دراین بین، من "سعید لو" معاون اجرایی رییس جمهوری را گوشه ای گیر آوردم وبا او درمورد انجام یک گفت وگو قول وقرار گذاشتم.

داشتیم صحبت می کردیم که دکتر الهام هم خودش را از میان ازدحام دور میز رییس جمهوری رها کرد و به سمت ما آمد. الهام دست درجیب اش کرد ودو بسته هزارتومانی تا نخورده، بیرون آورد.اولین اسکناس را امضا کرد وبه عنوان عیدی به من داد.دومین اسکناس عیدی دکتر الهام به "ساتیار امامی" رسید وپس از آن نفهمیدم چند ثانیه گذشت که  دکتر الهام میان  عکاس ها وخبرنگارانی محاصره شد که برای گرفتن عیدی، هجوم آورده بودند.

چند دقیقه بعد، نوبت گرفتن عکس های یادگاری رسید و همه خبرنگاران حوزه دولت، دور احمدی نژاد حلقه زدند وعکس یادگاری گرفتند.

وقتی فشارها به حد انفجار رسید، احمدی نژاد به شوخی گفت: زیاد فشار ندهید.مگر رییس جمهور مفتی گیر آورده اید.

خلاصه همه هرچقدر دوست داشتند با محمود احمدی نژاد عکس گرفتند وپس ازآن، رییس جمهوری برای بدرقه، جلوی در خروجی ایستاد وبا یکی یکی بچه ها دست داد وخداحافظی کرد.وقتی نوبت من رسید، شاید جریان کنفرانس مطبوعاتی چند ماه پیش یادش آمد چون با خنده به من گفت: از بازار سکه چه خبر؟ وبعد ازآن با طعنه گفت: نگران نقدینگی نیستی؟  نشد که پاسخ بدهم.فشار بچه ها ازپشت، زیاد بود وفقط گفتم آقای دکتر ازاینکه نمی دانیم نقدینگی الان کجاست، باید بترسید. پس ازآن به بیرون ساختمان هل داده شدم وبرای تحویل گرفتن گوشی موبایل وکیف ام،به راه افتادم.

با وجود بی نظمی هایی که دراین ضیافت شبانه وجود داشت،فقط دریک صورت می توانم راضی باشم. درصورتی که  به دستور رییس جمهوری،شکایت آقای طهماسبی از روزنامه های شرق، جهان اقتصاد و... پس گرفته شود.شاید درآن صورت به خودم اجازه بدهم که همه جا بگویم،ازنفوذ محمود احمدی نژاد براعضای کابینه اش خوش ام می آید.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

  

نزدیک به یک سال است که حوزه بورس وبازارسرمایه را گذاشته ام کنار.اما ظاهرا آن قدر محبوب هستم که بعضی ها دارند تشویق وتحریکم می کنند که دوباره وارد شوم.

این روزها درمورد دکتر عبده تبریزی حرف وحدیث های زیادی مطرح شده است اما ظاهرا بازهم به دکتر بیچاره گفته اند که کارمحمد طاهری است.بله من درمورد این بنده خدا مطلب زیاد نوشته ام امانوشته های انتقادی من درروزنامه های آسیا،همشهری، یاس نو،شرق و پول، زمانی چاپ شد که دکتر عبده، دراوج قدرت بود.زمانیکه حتی وزیر اقتصاد هم ازاو حرف شنوی می کرد.

 البته همان روزها هم هرکس چیزی می نوشت،دکتر عبده یقه من را می گرفت. حالا که خوشبختانه من حوزه بورس را گذاشته ام کنارودکتر عبده هم دیگر دبیر کل بورس نیست ،نیازی نمی بینم که وارد دعواشوم.

درضمن من به دوراز اخلاق می دانم به مدیری حمله کنم که دیگر مدیر نیست وقدرت اجرایی ندارد.

بنابراین انتساب هرگونه مطلب درج شده درسایت های اینترنتی وروزنامه ها به خودم را به شدت تکذیب می کنم.

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است ابلاغ سیاست های جدید نظام درمورد ضرورت خصوصی سازی وکوچک سازی دولت،پس از انقلاب سیاسی سال 1357، دومین انقلاب صورت گرفته درحوزه جمهوری اسلامی ایران است. با این تفاوت که انقلاب اول ، سیاسی بود وانقلاب دوم،اقتصادی. انقلابی که فرمانده سال های جنگ ایران، اهمیت آن را از 8 سال دفاع مقدس کمتر

نمی داند.محسن رضایی که پس از فرماندهی سال های جنگ سپاه پاسداران ،به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت، درآن جا  فرماندهی سیاست گذاری اقتصادی ایران در کمیسیون اقتصاد کلان مجمع را برعهده گرفت.او دلیل وقوع این "انقلاب اقتصادی"را این گونه توصیف می کند" ... متوجه شديم اصل 44 همچون سدي محكم در برابر خصوصي‌سازي و توسعه تعاوني‌ها عمل مي‌كند. آن روزها، هرچه دولت و مجلس تلاش مي‌كردند تا تغييري در شرايط اقتصادي كشور ايجاد كنند، اصل44 مانع بود و شوراي نگهبان با استناد به اين اصل، مصوبه‌ها را برگشت مي‌زد.در عمل، اصل 44 قانون اساسي كه بايد در راستاي توسعه و رشد اقتصادي كشور عمل مي‌كرد، به مانعي براي بسيج همه منابع ملي در اقتصاد تبديل شده بود و مانع رشد بخش خصوصي... "

او درعین حال معتقداست ابلاغ سیاست های جدید، مورد توجه واجماع 90 درصد کارشناسان واقتصادیون قرار دارد.درعین حال

خیلی ها معتقدند سیاست های جدید اقتصادی ایران که پس ازتایید عالی ترین مقام حکومتی جمهوری اسلامی  ابلاغ شده است، حکم حکومتی لازم الاجرا محسوب می شود.محسن رضایی نیز درمورد "بند ج" اصل 44 چنین دیدگاهی دارد.او می گوید"... پاسخ رهبري به نامه آقاي احمدي‌نژاد و رييس‌جمهوري، يعني موافقت ايشان با تقاضاي عالي‌ترين مقام اجرايي كشور. اين پاسخ مي‌تواند حكم حكومتي تلقي شود و مي‌تواند راهگشاي امور اجرايي باشد..."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

دیشب مهمان عزیزی داشتیم که اهل انتشار وچاپ کتاب وتوزیع فرهنگ است.ازاقتصاد پرسید. می دانید که چه گفتم وچه تحلیل کردم.

از روزنامه پرسید. باز می دانید که چه باید می گفتم.

ازکتاب پرسیدم. سکوت کرد. چای اش را تلخ، بدون قند نوشید. سیگاری روشن کرد.آه کشید. دست برپیشانی گذاشت وگفت" درحالیکه مجبوریم، پرتقال اسپانیایی بخوریم، انگور اوکراینی میل کنیم وشربت ترکیه ای بنوشیم. ودرحالیکه وادارشده ایم زیرپوش وشورت تایوانی بپوشیم واز کاندوم چینی و ریش تراش روسی استفاده کنیم، بسته های  وارداتی کتاب های علوم انسانی و رمان های جدید توسط گمرک ایران به  کشورمبدا عودت داده می شود.درحالیکه دولت درهای واردات را به همه نوع کالاهای لوکس ومصرفی باز کرده است،محموله های وارداتی کتاب درابتدا پاره وسپس برگشت داده می شود."

شاید آن مهمان عزیز که برای عرض تسلیت به خانه ما آمده بود،راست نگوید اما ازآن شب به این فکر می کنم که کاندوم چینی می تواند خطرناک ترباشد یا یکی از کتاب های منتشر نشده میلان کوندرا؟

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

بدینوسیله از حضور کلیه سروران وعزیزانی که با تشریف فرمایی خویش ویا از طریق  درج آگهی، ارسال پیام های تلفنی، ایمیل وفاکس وارسال گل ، ما را درغم ازدست دادن پدری مهربان، مرحوم حاج محمد طهماسبی یاری کردند، تشکروقدردانی می کنیم.

بقای عمر وشادی ایام همه عزیزان را ازخداوند منان خواستاریم.

 

                                جواد طهماسبی،الهه طهماسبی،محمد طاهری،مهری اصانلو

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

                                          حال همه ما خوب است

                                              اما تو باور نکن

برگشته ایم تهران. با کلی غم وغصه. باید برگردیم سر کارهامان. کار برای همه ما درمان است. شاید آخرهفته رفتیم دماوند. شاید هم خوابیدیم.

ازهمه آنهایی که پیام گذاشتند وابراز همدردی کردند تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |