رفته رفته داریم به انتخابات نزدیک می شویم و سیاست بازان رفته رفته دارند کفترهای بیشتری هوا می کنند تا نماینده های بیشتری درآسمان سیاسی داشته باشند.
خیلی از حال وروز ائتلاف ها واتحادها اطلاع ندارم اما امروز متوجه شدم که سایت ستاد خبري ائتلاف اصلاحطلبان آغاز به کار کرده است.
این سایت " شهر فردا" نام دارد.
درگوشه ای از" شهر فردا" نوشته اند: عمل گرایی به جای بنیاد گرایی.
ظاهرا این شعار جدید اصلاح طلبان است .
عجیب نیست اگر صبح بیدار شویم وباران توقیف شده باشد.خورشید روی بالاآمدن نداشته باشد وماه روسری سرکرده باشد.
عجیب نیست اگر شب تاریکی اش را نیم ساعت جلو بکشد.ستاره کراوات بزند وباد ساکن بوزد.
عجیب نیست اگرچنار، مست ولا یعقل راه بیافتد توی خیابان ولی عصر و"پل پارک وی" ازخستگی خمیازه بکشد.
عجیب نیست اگرچراغ قرمز سر"خیابان بخارست"سیگار بکشد وپلیس سرخیابان زرتشت به همه تف کند.
هیچ چیز عجیب نیست به خدا.
دیروز اولین نفری بودم که وارد سالن محل برگزاری چهارمین کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهوری شدم بنابراین توقع داشتم به عنوان اولین نفر بتوانم پشت تریبون قرار بگیرم اما مشاور مطبوعاتی آقای رییس جمهور که مجری جلسه هم بود،حتی اسم من را درانتهای فهرست پرسش کننده ها قرار نداده بود.
وقتی دیدم قرار نیست عدالت ومهرورزی شامل حال من شود،اواخر جلسه بلند شدم وبه آقای رییس جمهور گفتم: آقای احمدی نژاد،وقتی در حضور شما، زمان عادلانه تقسیم نمی شود،آدم نگران می شود که همکاران شما،منابع را چگونه تقسیم می کنند.
آقای رییس جمهور بعد ازشنیدن این جمله با شوخی وخنده گفت: شما که سراپا سفید پوشیده ای بیا وسوال ات را مطرح کن.
واین گونه بود که به زور، مهرورزی وعدالت شامل حال من هم شد.
واما ببینید در ادامه چه گذشت.
وقتی پشت تریبون قرار گرفتم، به رييسجمهوري گفتم: من نماينده نشريهاي هستم كه مشي اصلي آن در حوزه مسائل اقتصادي، توسعه بخشخصوصي، سرمايهگذاري، خصوصيسازي و اقتصاد رقابتي است. اين پرسش همواره در ذهن مخاطبان روزنامه دنياياقتصاد نقش ميبندد كه دولت براي توسعه بخشخصوصي و خصوصيسازي چه گامهايي برداشته است؟رييسجمهور در پاسخ، با اشاره به مقدمه پرسش من، به شوخي گفت: داري براي روزنامه دنياياقتصاد تبليغ ميكني.من هم در پاسخ، به آقاي احمدينژاد، گفتم: روزنامه دنياياقتصاد روزنامه اول حوزه اقتصاد است و نيازي به تبليغ ندارد.
احمدی نژاد خندید وگفت: ببین بازهم تبلیغ کردی.
اما درادامه پرسش ديگري را هم مطرح كردم. از رييسجمهوري پرسيدم: اگر شما 500ميليون تومان سرمايه داشته باشيد و مسووليت رياستجمهوري و استادي دانشگاه و يا شهرداري تهران هم بر عهده شما نباشد، در چه حوزهاي سرمايهگذاري خواهيد كرد؟ در بورس، يا بازار ساخت و ساز و يا از طريق سپردهگذاري در بانكها؟
آقاي احمدينژاد در پاسخ به اين پرسش، گفت: اول روزنامه شما را ميخوانم و بعد تصميم ميگيرم كه در چه حوزهاي سرمايهگذاري كنم.
ازدوپرسشی که مطرح کردم،چیزی نصیب طرفداران اقتصاد آزاد نشد اما حاج آقا بختیاری(مدیرمسوول روزنامه دنیای اقتصاد) به خاطر تبلیغ رییس جمهور وآدرس او به روزنامه دنیای اقتصاد،کلی خوشحال شد.
رييس جمهوري وعده داد:جشن بزرگ هستهاي تا پايان امسال
تازگی ها متوجه شده ام که یک عدد "محمد طاهری" دیگر نه از نوع مداح یا روزنامه نگار یا کارگردان تئاتر که از نوع تاریخ تمدن خوانده اش در بلاگستان وجود دارد.
برخلاف من، "محمد طاهری" تازه کشف شده،آدم امیدواری به نظر می رسد به همین دلیل نام وبلاگ اش را گذاشته است"فردای نو".
این آقا محمد توی وبلاگ اش هم قصه کوتاه دارد وهم تحلیل های مختلف.
فرهادرهبر سرانجام استعفا داد.کاری که به نظر من باید خیلی وقت پیش انجام می داد.
او قرار است مسوولیت اجرای برنامه های اصل ۴۴ را برعهده گیرد.
اگراین خبردرست باشد به زودی یک گفت وگوی جنجالی ازاو منتشرمی کنم.
خبر از فارس
ازامروز حواله دلار به خارج ازکشور ممنوع ویا غیر ممکن شده است.بانک های ایرانی دیگر نمی توانند دلار به خارج ازایران حواله کنند.صرافان وفعالان بازار می گویند؛ حواله یورو به بانک های اروپایی منعی ندارد اما دلار را دیگر نمی توان حواله کرد.
انتشار این خبر باعث افت ارزش دلار می شود ودرمقابل باعث افزایش قیمت یورو خواهد شد.
رفته رفته داریم می رویم که تحریم شویم.
جزئیات بیشتر درسایت عصرایران
امروزدوست عزیزی از سر دوستی ورفاقت، توصیه کرد که دیگر با "رادیوهای بیگانه" گفت وگو نکنم.این دوست عزیز که دردولت برو بیایی دارد گفت: اگر پای پول وحق همکاری مطرح است ویا اینکه قصد داری انتقاد کنی واز کشور خارج شوی ودرنهایت بتوانی مقدمات اقامت خودت را فراهم کنی، شاید بشود مصاحبه ها را توجیه کرد واگرنه، هیچ ارزشی ندارد که بخواهی در مورد مسایل داخلی کشور، با رادیوهای خارجی گفت وگو کنی.شاید دوست من درست بگوید اما من هم دوست دارم به چند نکته اشاره کنم.
1- من سیاسی نیستم وتا حالا درهیچ حزب سیاسی عضویت نداشته ام.
2- چون سیاسی نیستم، هیچ وقت درمورد این گونه مسایل گفت وگو نکرده ام ودرعین حال ،همیشه سعی کرده ام به عنوان یک روزنامه نگار، واقعیت را اززبان کارشناسان بیان کنم.
3- خیلی وقت ها اظهارنظرهای من، به نفع اقتصاد کشور،بیان کننده واقعیت ها بوده است.
ممکن است خیلی ها ازسازوکار نوسان شاخص های اقتصادی ونماگرهای آماری اطلاعی نداشته باشند وازتغییر اعداد، برداشت های سیاسی کنند،دراین گونه مواقع چه باید کرد؟ شاید یاد آوری یک اتفاق، بتواند به هدف من کمک کند.
یادم هست یک روز که شاخص بورس،افتی قابل توجه داشت، بچه های "رادیو بی بی سی" تماس گرفتند ودرمورد امکان ارتباط افت شاخص بورس تهران با تحولات هسته ای همان روز پرسیدند.
گفتم؛ افت 100 واحدی شاخص بورس( درآن روز)، به هیچ عنوان ربطی به اخبار هسته ای نداشته است.گفتند چرا؟ جواب دادم، به این دلیل که بازگشایی نماد شرکت ها باعث افت شاخص شده است وبعد تاثیر تک تک نمادها،بر افت شاخص را برای آنها تشریح کردم.درنهایت آنها قانع شدند که شاخص بورس همیشه به دلیل فشارهای سیاسی وتنش های بین المللی(ریسک غیر سیستماتیک) افت نمی کند وممکن است افت شاخص به دلیل مسایل داخلی بازار (سیستماتیک) باشد.
با این تحلیل، می شود خبرنگاران سیاسی را قانع کرد که شاخص،همیشه به خاطر مسایل سیاسی افت نمی کند.درعین حال فکرش را بکنید اگر چنین تحلیلی موثر نیافتد، ممکن است رادیوهای بیگانه ازاین عنوان استفاده کنند: سقوط بورس تهران درپی ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت.
راستی به همین بهانه با شهرام هم قرار گذاشتم، یک "پادکست" راه اندازی کنیم.
اسحاق جهانگیری وقتی از وزارت صنایع ومعادن رفت،هیچ کس نفهمید چه کسی رفت.علیرضا طهماسبی که به وزارت صنایع و معادن آمد،همه فهمیدند چه کسی را ازدست داده اند.
می خواهید بدانید اسحاق جهاگیری الان کجاست وچه می کند؟
وزیر سابق صنایع ومعادن، این روزها درحال رتق وفتق امورنشریه ای است با نام "صنعت وتوسعه" .
این نشریه ماهانه منتشر می شود وقرار است به دست كارآفرينان، سرمايهگذاران بخش خصوصي، مديران و صنعتگران، تشكلهاي صنعتي و حرفهاي، كارشناسان بخش هاي ستادي و تصميم گيرندگان و سياست گذاران و دانشگاهيان برسد.
نام دکتر نجفی به عنوان رییس شورای سیاست گذاری این نشریه عنوان شده است و دکتر سيد صفدر حسيني - دكتر مسعود نيلي - مهندس مرتضي كاظمي، مهندس ابوالقاسم خوشرو - مهندس رمضانعلي پورمجيب هم به عنوان اعضای شورای سیاست گذاری معرفی شده اند.
" امیر حسین خان مهدوی" هم دبیر تحریریه این نشریه وزین است.
درضمن، بهناز صادق پور - ليلا خدابخشي ،سيد حمزه حسيني ، خاطره وطن خواه، بهراد مهرجو و عباس فتاح زاده، اعضای تحریریه این نشریه هستند ودرنهایت این عباس خان کوثری است که عکس های این ماهنامه را تهیه می کند.
همه این هارا نوشتم تا برای دوستان عزیزم آرزوی موفقیت کنم وبرای اینکه شما هم به این لینک سری بزنید.

وقتی رییس جمهور می گه دوتا بچه کافی نیست وهمه رو تشویق می کنه به داشتن شش تا بچه، یه بابا یی هم پیدا می شه ویه دفعه ای دوتا زن می گیره.والبته این بابا،حتما به خودش حق می ده 12 تا بچه داشته باشه.
خوبی کار اینه که این بابا، هنوز 16 سالشه ودرعین حال معنی عشق وعاشقی رو هم می فهمه.
بعداز انتشار خبر کاندیداتوری من در انتخابات شوراها،این عجیب ترین خبریه که این روزها منتشر شده.عکس ها که گویای همه چیز هستند،پس دیگه چه نیازی به توضیح من؟
دست سعید عامری درد نکنه با این عکسهاش .
در روزنامه دنیای اقتصاد، تخته سفیدی هست که همکاران بخش بازرگانی ما،هر روز حجم آگهی های روزنامه را درآن عنوان می کنند.همکاران روابط عمومی هم،گاهی اطلاعیه های مختلف را روی همین تخته سفید می چسبانند تا همه بچه های تحریریه،آن را ببینند.این را داشته باشید تا درمورد یک چهره مرموز روزنامه هم کمی بنویسم وبعد درمورد کاندیداتوری خودم توضیح دهم.رسم معمول این است که یک نفر در تحریریه روزنامه ،وظیفه دارد امور تحریریه را با قسمت فنی روزنامه هماهنگ کند.درروزنامه ما این وظیفه برعهده یک نفر اصفهانی است به نام"حمیدرضا رجبی".این روزها من خیلی حال وهوای شوخی کردن ندارم اما یک روز که وارد تحریریه شدم،دیدم روی تخته سفید روزنامه با ماژیک نوشته اند" کاندیداتوری محمد طاهری در انتخابات شوراها را تبریک می گوییم واز او اعلام حمایت می کنیم"
کمی خندیدم و این شوخی را زیاد جدی نگرفتم اما همین موضوع چند ساعتی سوژه شوخی بچه ها شده بود وهرکس دراین موردی چیزی گفت وچیزی پرسید.
چند روز گذشت تا اینکه چند شب پیش "خاطره وطن خواه" اس ام اس داد که : وبلاگم را ببین. رفتم واین مطلب را خواندم وکلی خندیدم.
بعد از این کار همکارم، از روز شنبه همین هفته پشت سرهم،"اس ام اس" هایی دریافت کردم،با این مضمون که "طاهری حمایتت می کنیم" یا" هرکمکی از دست ما برمیاد بگو" یا" ای ول. دمت گرم. حال کردم" وازاین دست پیام ها.
وسرانجام " رهام وزیری " و "علی حق" و"امیر لعلی" هم وارد میدان شدند.لینک های متعددی هم که دوستان دیگری از جمله "شهرام شریف" به مطلب رهام وزیری دادند، باعث شد خیلی ها تحت تاثیر این شایعه قراربگیرند.به همین دلیل امروز بیش از 60 اس ام اس وبیش از 50 تماس تلفنی داشتم.
نتیجه:
1- استقبال از کاندیداتوری من زیاد بود.
2- به این نتیجه رسیدم حالا که درانتخابات شوراها، غفلت کردم،بهتراست انتخابات ریاست جمهوری را ازدست ندهم.
3- وبلاگ بچه های روزنامه نگار خیلی خواننده دارد.
4- فشارهای دولت به روزنامه نگاران وتوقیف روزنامه های شرق و روزگار،باعث بیکاری همکاران من شده ودرعین حال میزان خلاقیت آنها را بالا برده است.
5- باید زیرآب رهام وزیری و حمید رجبی و علی طجوزی را بزنم.
۶- بعضی از همکاران من باید توی آب نمک بخوابند.
این هم پوستری که رهام وزیری هدیه کرده است:

بعضی ها هنوز به فکر درحاشیه قرار دادن رقبا هستند
نیم ساعت پشت درهای شمالی وشرقی مجلس منتظر می مانیم تا سرانجام مجوز ورود به دفتر"آقای مهندس" صادر می شود.از راهروی طولانی هیات رییسه می گذریم تا به دفتراو می رسیم.وارد دفتر که می شویم،حدود 40 دقیقه از زمان گفت وگو باقی مانده وما باید خیلی از پرسش ها را مطرح نکنیم،چون آقای مهندس باید پذیرای مهمانان دیگری هم باشد.مرد همیشه در صحنه مجلس شورای اسلامی 54 سال دارد واز27 سال پیش،همیشه تاثیرگذاری خاصی برجریان سیاسی گروه موسوم به راست واصولگراها،داشته است.البته "محمد رضا باهنر"این روزها،بیشتر از هرزمانی،تاثیر گذاراست .او 54 ساله است وبیشتر از 20 سال ازاین زمان را درمجلس شورای اسلامی گذرانده است. عمر فعالیت های سیاسی او به 30 سال پیش برمی گردد وازآن زمان، او همواره در رایزنی ولابی گری استاد بی بدیلی بوده است. اغراق نیست اگر اورا لیدر اصلی جریان راست بدانیم.
من نمی دانم این خبر درست است ویا شایعه ای،ساخته وپرداخته توسط رقیبان.اما هرچه هست اگر درست باشد،باید به پشتکارواراده آقای احمدی نژاد گفت:آفرین.
بعد از ماجرای ملاقات "فرهاد رهبر" با "محمد خاتمی" پروژه استعفای او رقم خورد واکنون گفته می شود وزیر یزدی کابینه "محمود احمدی نژاد" به دلیل ملاقات با " سید خندان" کنار گذاشته شده است.
امروزشنیدم که "محمد ناظمی اردکانی" روز عید فطر،به دیدار همشهری اصلاح طلب خودرفته وهمزمان،جام برکناری را سرکشیده است.
سردرنمی آورم.شاید چای وقند دستگاه محمد خاتمی دوایی شده ،یا رییس جمهور قدیم ایران برای ازهم پاشیدن تیم دولت نهم،جادویی ،جنبلی،چیزی کرده است.
یکی از بچه ها هم به شوخی می گفت: احمدی نژاد از هرکس که آخر فامیلش - می - است،خوشش نمی آید.به همین دلیل است که کاظمی وناظمی را برکنار کرده است.اما نمی دانم کی نوبت جهرمی وکریمی می رسد؟
البته سایت های خبری از برکناری کریمی وزیر دادگستری خبر داده اند اما هنوز فرضیه می به اثبات نرسیده است تا ما یقین پیدا کنیم که جهرمی هم برکنار خواهد شد.
ظاهرا آقای رییس جمهور از می خوشش نمی آید.می دانید چرا؟
چون فامیل هم خاتمی...می دارد
گفتوگو با دكتر «موسی غنینژاد» در مورد «اندیشه نهادگرایی» بازتاب زیادی در محافل اقتصادی و دانشگاهی داشت. طبیعی و قابل پیشبینی بود كه این گفتوگو پاسخهایی هم داشته باشد ازجمله نگارش مقالهای تحت عنوان «آیا نهاد گرایی فقط لباس چپ جديد ايراني است؟» كه به قلم «علی نصیری اقدم» در روزنامه كیهان منتشر شد. همزمان، دكتر «احمد میدری» استاد دانشكده اقتصاد علامه طباطبایی، هم برای انجام گفتوگویی اعلام آمادگی كرد تا برخلاف آقایغنینژاد كه به نهادگرایان ایرانی تاخته بود، از اندیشه نهادگرایان ایرانی دفاع كند.«احمد ميدري» ليسانس اقتصاد نظري را از دانشگاه شيراز گرفته، دورههاي فوقليسانس و دكترا را در دانشگاه تهران گذرانده و در دانشگاههاي مختلف هم تدريس داشته است. او در مركز تحقيقات استراتژيك، وزارت اقتصاد و مركز پژوهشهاي مجلس محقق و مشاور و در مجلس ششم هم نماينده مردم آبادان بوده است. «ميدري» به گفته خودش، بر سه حوزه اقتصاد نهادگرايي متمركز است. نخست «حكمراني يا حاكميت شركتي» كه رساله دكتري او بر همین اساس نوشته شده است. دوم «توانمندسازي دولت يا حكمراني خوب» كه كتابي تحت همين عنوان منتشر كرده است و در نهایت «بازار خوب و بد» كه موضوع تازه مورد علاقه او به شمار ميرود.