تبليغاتX
نوشته های من

هیچ کس نمی داند دوست داشتن روزنامه یعنی چه؟

نه وزیر ارشاد ونه قاضی مطبوعات.

هیچ کس نمی داند سیگار کشیدن در تحریریه با طعم چای مانده، یعنی چه.

هیچ کس نمی داند تشریح وقایع بعداز برنامه خبری وخندیدن به مصاحبه شونده یعنی چه.

هیچ کس نمی داند تیتر 25 کلمه ای ولید9 خطی وسوتیتر 17 خطی یعنی چه.

هیچ کس مثل ما نمی داند ctrl+z   عجب نعمتی است و چه حالی دارد وقتی آب به صفحه می بندیم.هیچ کس مثل ما خودش را نمی خورد که چرا رییس جمهور از "می گردد" استفاده " می نماید" وبه جای است می گوید" می باشد"

هیچ کس مثل ما عاشق بوی کاغذ نیست وهیچ کس مثل ما اطاق مبهم ودود آلوده را دوست ندارد.

هیچ کس مثل ما ...

 

بعد از چندسال کارکردن در مطبوعات به این نتیجه رسیده ام که هیچ وقت نمی توانم روزنامه وفضای روزنامه وآدم های روزنامه را ترک کنم.

اجازه بدهید صادقانه بگویم؛ یک روز اگر دراین فضا، نفس نکشم باور کنید می میرم.دیدن هر روز "جنان صفت" و تقلید صدای هاشمی برای "صدری " و شوخی با حامد شمس وپویا و بحث با دکتر غنی نژاد ودیدن آرامش چهره زهرا واعظ وجیغ جیغ باهره دامغانی و خنده های مرجان ربانی ومرجان شهریاری و ندا لهردی، یک امتیاز است که من دارم ومی دانم که خیلی از شماها ندارید.

فکر اینکه یک روز ممکن است خنده بلند علی میرزاخانی را از اتاق سردبیری نشنوم ویا یک روز با رهام وعلی، روی پله ها سیگار نکشم وسربه سر شهرام نگذارم، ویک روز، با عمو فرد، کل کل نکنم دیوانه ام می کند.

فکرش را که می کنم می بینم بد جوری به صدای منصور نمایشی وخوردن چای با حاجی و بستن صفحه با محسن اسدی وهمایون کتایونی و سربه سر گروه فنچ های روزنامه گذاشتن واذیت کردن "ممول"  واوه ............عادت کرده ام.

خلاصه اگر خدا به من این قدرت را می داد که در زندگی از ctrl+zاستفاده کنم، بازهم زمانیکه می خواستم روزنامه را انتخاب کنم، همین کار را می کردم.

خلاصه دارم با روزنامه ودوستام وهمکارام عشق می کنم.

این هم برای 5 سالگی دنیای اقتصاد که امیدوارم 50 سالگی شو ببینم.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

خانم "رقیه جعفری" که در انتخابات دوره قبل شورای شهر زنجان رای خوبی آورده بود، بنابه دلایل مشخص، دراین دوره شرکت نکرد.شاید می دانست که امکان تایید صلاحیت او وجود ندارد کما اینکه همسر او هم شرکت کرد اما رد صلاحیت شد.

درهرصورت خانم جعفری در پست تازه اش نوشته: "... انتخابات سومين دوره ي شوراي شهر زنجان بلحاظ كمي وكيفي درسطح نازلتري نسبت به دودوره ي قبلي وجود دارد و مردم نه به افكار وايده هاي زيبا بلكه به چهره هاي زيبا راي دادند كه يكي از هفته نامه هاي زنجان اشاره بر اين داشت كه مسابقه انتخاب دخترشايسته صورت گرفت نه فرد شايسته"

 ادامه مطلب در وبلاگ راحیل

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 10 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

  

آگاهي از قيمت «پنت‌هاوس» دو چيز مي‌خواهد، اول بازي كردن با صفرها و بعد تخيلي قوي. اگر اين ابزارها را نداشته باشيد، نمي‌توانيد بفهميد 8000000000تومان يعني چقدر.

خيلي تلاش نكنيد، ما اعداد را براي شما كوچك مي‌كنيم و به همين راحتي مي‌نويسيم 8 ميليارد تومان اما بزرگ‌كردن گستره تخيل شما، ديگر كار ما نيست.خيلي ناراحت نباشد. اين روزها صفرهاي قيمت «آپارتمان‌هاي نوك برجي» از حجم دفتر بنگاه‌هاي خريد و فروش املاك، بيشتر است. در ذهن بنگاه‌داران، هر روز ركورد تازه‌اي از قيمت آپارتمان‌هاي «پنت‌هاوس» ثبت مي‌شود. شايد روزي، ثبت قيمت‌هاي چند صدميليوني در بنگاه‌هاي املاك، ركورد محسوب مي‌شد، اما اين روزها قيمت‌ها در سطحي قرار گرفته است كه ثبت قيمت «آپارتمان‌هاي» چندميليارد توماني، جزو كارهاي روزانه يك بنگاه خريد و فروش املاك در شمال تهران است.

 

ادامه مطلب 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

نزدیک انتخابات که می شود،با اجازه ، بد جوری حالت استفراغ پیدا می کنم.اول از تبلیغات مزحرف تلویزیون دولتی برای بالابردن مشارکت مردم وبعد،از شعارهای پوپولیستی ومزخرف بعضی ها.امروز یکی از کاندیداها، درحوالی میدان هفتم تیر،برای جلب آرای مردمی، تخم مرغ پخش کرده است.یکی دیگر هم ،در کلنیک دندان پزشکی اش را رایگان به روی مردم باز کرده است.نمی دانم با این همه جمعیت، چرا یکی از کاندیداها، بروشور تنظیم خانواده یا کاندوم توزیع نمی کند؟

ازاین ها که بگذریم، باید بگویم خوشبختانه در مورد نیمی از کسانی که باید به آنها رای بدهم، به جمع بندی رسیده ام.

اول- دکتر نجفی که به قول خیلی ها، اندازه اش در حد ریاست جمهوری است.او عقل گرا است ومی تواند در هرترکیبی، وزنه کارشناسی گروه را بالاببرد.

دوم- خاله معصومه ابتکار که مثل همیشه طرفدار محیط زیست است.شاید اگر آدمی مثل او درشورای شهرباشد،دیگر کسی بهانه پیدا نکند که یک شبه،هفت هزار درخت را شهید کند.

سوم- مسجد جامعی .به این دلیل که میانه رو است واین روزها خیلی بیشتر ازتندروها، به درد اصلاحات می خورد.

شهاب-  رفیق وهمکار ما.جوان وجویای نام.طرفدار نوسازی وبه هم ریختن.

پیروز حناچی- متخصص امورشهرسازی. پشت پرده عبدالعلی زاده ومهندس شهرساز.

سید کامل تقوی نژاد- دوسال پیش ،زمانی که معاون صفدر حسینی در وزارت اقتصاد بود، به خاطر چاپ یک خبر از من شکایت کرد اما درطول دادرسی ها، با او دوست شدم.اگر درمورد امورشهری هم مثل شکایتی که از من کرد، پی گیر باشد، تهران دیگر مشکلی نخواهد داشت.

واما از فهرست اصولگرایان:

رسول خادم- به خاطر رفتار معقول گذشته اش.

طلایی-  جاه طلب است ، مثل خیلی از نظامی ها . اما عاقلانه رفتار می کند. تن به خشونت و سرکوب نمی دهد.

چمران- او هم آدم عاقلی است واهل دعوای سیاسی نیست.هرچند اصول گرای اصیلی است اما مگر اصول گراها، آدم نیستند؟ 

درمورد اصلاح طلبان اطمینان دارم که فهرست ام تکمیل است اما از گروه طرفداران قالیباف، یکی دونفر دیگر را انتخاب خواهم کرد.

تا یادم نرفته بگویم که، گفت وگوی متفاوتی با شهاب دارم که بد نیست ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

"فرشته مهربان " کارتون "پینوکیو" را یادتان هست؟

همان که باعث می شد "پینوکیو" دروغ نگوید.نمی دانم  نام او چرا درفهرست "جنبش مظلومان شهر" قرار گرفته است.

کسی چه می داند؟ شاید فرشته مهربان کاری کند که پینو کیوی فهرست مظلومان شهر، دیگر دروغ نگوید تا دماغ اش بیشتر ازاین بزرگ نشود.

به فهرست پدر ژپتو و گربه نره و روباه مکارودوستان آنها نگاه کنید.آنها قول داده اند من و۴۹۹ هزارو۹۹۹ نفر دیگر را درتهران خانه دار کنند.

 

درهمین زمینه بخوانید:

برنده نوبل مردم فریبی   

ببینید آقا اجازه چی نوشته

مطلبی از مهدی رجاییان

عکس ومطلبی در همین زمینه از شیخ رهام وزیری 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

چندروز پیش دوربین کوچکی به دست ام دادند تا ازجایی فیلم بگیرم.اول همه چیز جنبه شوخی داشت ومسخره بازی .اصلا قرار بود من ازبچه ها فیلم بگیرم وشهرام، مونتاژ کند وبعد بخندیم.

خوشبختانه همان اول کار،پرسشی در ذهن ام نشست که کار فیلم برداری را جدی کرد.

از طبقه پایین یک ساختمان چهار طبقه شروع کردم.به هرکس که می رسیدم این پرسش را مطرح می کردم:آیا می دانید پوپولیسم چیست؟

شاید این پرسش را از30نفر حتی بیشتر،پرسیدم اما هیچ کس نتوانست جوابی بدهد.یکی می گفت: پوپولیسم همان توپولیسم است وشایدهم کوپولیسم باشد.دیگری پوپولیسم را یکی از ادیان الهی ! مثل کومونیسم ومارکسیسم می دانست ویکی دیگر گفت: پوپولیسم شاید خوردنی باشد.

به خدا شوخی نمی کنم، یک نفر پوپولیسم را شبکه ای کامپیوتری معرفی کرد ویک نفر دیگر آن را لپ لپ جدید!

خلاصه نتیجه این فیلمبرداری، مونتاژ یک فیلم کوتاه خنده دار شده است که انتهای آن بیشتر گریه آور است.

واما نتیجه:

ما هرچه بنویسیم فلانی پوپولیست است،مردم فکر می کنند از او تعریف کرده ایم.نه اینکه، این واژه خارجی است،مردم فکر می کنند چیزی شبیه اسکار ویا نوبل به طرف داده ایم.

پس اگر قرار است بگوییم فلانی دارد حد ومرز شعار را هم پشت سر می گذارد، به جای اینکه بگوییم پوپولیست است، بگوییم مردم فریب است.این جوری مردم بهتر می فهمند چه گفته ایم.

وحالا با اجازه بزرگ ترها،می خواهم نوبل مردم فریبی را تقدیم کنم به "پت ومت" اصلاحات.عکس: رهام وزیری

این آقا که در شورای اول شهرتهران به پیام بازرگانی گفت وگوهای ویژه  اخبار شبکه دو تبدیل شده بود،حالا قصد دارد به واژه مردم فریبی رنگ وبویی تازه ببخشد.

حیف که با سعید،برادراش سابقه دوستی چند ساله دارم وگرنه توانایی این را داشتم که ...

یکی نیست بگوید آقای مهندس اجازه بدهید همان سنگ اولی که 26 سال پیش درچاه ما انداختی را بیرون بکشیم، بعد به تو رای بدهیم که بشوی آقای شهرما.

جون مادرتون به شعارهای این آقا ودوستان محترم اش نگاه کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

دکتر محمد علی نجفی،

یکی از چهره‌های شاخص ائتلاف اصلاح‌طلبان است. فرهنگیان، نجفی را از وزارت آموزش و پرورش می‌شناسند و اقتصادیون هم دکتر نجفی را از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی. او در دولت ‌هاشمی‌رفسنجانی عهده دار اصلاح ساختار وزارت آموزش و پرورش بود و در دولت اول محمد خاتمی‌همین وظیفه را در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بر عهده گرفت. مرد ریاضی خوانده اصلاح‌طلب که سابقه‌ای در بودجه‌نویسی و بودجه‌ریزی کشور دارد، برای اصلاح ساختار شهرداری تهران، بودجه را هدف‌گیری کرده است. به گفته او اگر اصلاح‌طلبان پيروز ميدان انتخابات شوراي شهر تهران باشند، به طور قطع اصلاح ساختار شهرداري تهران و اصلاح منابع و مصارف آن را در دستور كار قرار خواهند داد. دكتر نجفي مي‌گويد:‌ اگر ائتلاف اصلاح‌طلبان اكثريت شوراي شهر تهران را در دست گيرد، هر شش ماه يك بار بيلان عملكرد شهرداري تهران منتشر خواهد شد.

 

عکس این گفت وگورا علی طاهری گرفته است.با هم نسبتی نداریم وفقط همکاریم.ناگفته نماند که علی گرافیک باسلیقه ای است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

افراد در سرمایه گذاری، سلیقه های مختلف دارند.مثل من وشما که در انتخاب لباس،کفش وروزنامه، معیارهای خاص خود را داریم.

 شاید نتوانیم هیچ استاندارد خاصی برای نحوه سرمایه گذاری افراد تعریف کنیم  اما  می دانیم که آدم ها تحت تاثیر عواملی مثل معیارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی،سرمایه گذاری می کنند.با این حال خیلی پیچیده وعجیب نیست  اگر میزان دارایی وثروت آدم ها را مهم ترین عامل تاثیر گذار بر سرمایه گذاری افراد بدانیم.

بعد ازدارایی و درآمد، ویژگی‌های مربوط به درآمد اهمیت مییابند. این ویژگی‌ها مواردی مانند پایداری درآمد، انتظارات درآمدی در دوره‌های مختلف زمانی و اثر درآمد بر ثروت را شامل می‌شوند.

درعین حال ویژگی‌های افراد از نظر خانواده، سطح  تحصیلات، سن، درجه ریسک‌پذیری، انگیزه های فردی و دسته دیگری از عوامل غیر اقتصادی،روی سرمایه گذاری آدم ها نقش مستقیم دارند.

به طور مثال ابعاد فرهنگی سرمایهگذاری ، وجود فرهنگ پسانداز و سهام داری، میزان ریسک‌های سیاسی و اقتصادی در جامعه از جمله عواملی هستند که  سبد سرمایه گذاری ا فراد را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

مردم کوچه وبازار می گویند"پول، پول می آورد"

حتما شنیده اید.نمی دانم این ضرب المثل، چند سال قدمت دارد.شاید 30 سال.شاید 90 سال وشاید خیلی بیشتر ازاین. سن این ضرب المثل معروف مهم نیست. مهم این است که در علم اقتصاد نظریه معروفی وجود دارد با عنوان"دور تسلسل فقر" .این نظریه سعی دارد مثل ضرب المثل معروف ایرانی، نشان بدهد که "فقر،فقر می آورد" و"پول،پول می آورد"

وقتی به دور غم انگیز تسلسل فقر نگاه کنید به اقتصاد دان هایی که به این دور غم انگیز "دایره خبیثه فقر" می گویند،حق می دهید.

دراین مورد ضرب المثل کلاسیکی هم وجود دارد که می گوید"یک آدم فقیر است،چون فقیر است"

خوب که دقت کنید درهمین جمله می توانید ببینید دایره خبیثه فقر، چه روند غم انگیزی دارد.

براساس این نظریه،شما اگر درآمد کمی داشته باشید،پس انداز کمی خواهید داشت.وچون پس انداز کمی دارید، سرمایه گذاری کمی خواهید کرد ویا اصلا سرمایه گذاری نخواهید کرد.وچون سرمایه گذاری نکرده اید،بنابراین بازدهی کمی خواهید داشت ویا اصلا نخواهید داشت. وچون بازدهی ندارید،درآمد کمی خواهید داشت.پس شما همیشه فقیر خواهید ماند.

یک باردیگر این جمله را بخوانید وببینید شما جزو کشته شدگان دایره خبیثه فقر هستید یانه.

 

 نوشته ای از پویان مشایخ درهمین مورد

نوشته حامد صمدی در همین مورد

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

دانش آموختگان سال های قبل "دانشگاه مفید" این روزها فرصتی یافته اند تا نتیجه سال ها مطالعه درزمینه اقتصاداسلامی را دراختیار مدیران وتصمیم گیران کشور قراردهند.عکس: محمد طاهری

گروهی ازاین روحانیون اقتصاد خوانده،درحال بازنگری قوانین بانکداری بدون ربا هستند وعده ای دیگر درتکاپوی بازتعریف عقود اسلامی. عده ای هم درحال برنامه ریزی هستند تا میان ابزارهای مدرن مالی وعقود اسلامی،رابطه ای شرعی پیدا کنند." مجيد رضايي"هم یکی ازروحانیون اقتصاد خوانده ای است که بیشتر تلاش اش را بر مطالعه وتحقیق روی ابزارهای مدرن مالی متمرکز کرده است.او متولد شهرآبادان است وگذشته از تلمذ طلبگی در حوزه علمیه قم، درحال تحصیل دررشته دکترای اقصاد هم هست.گفت وگوی پیش رو، در مورد تطابق "ابزارهای مالی مشتقه" با احکام اسلامی است که ازدید "مجید رضایی" مطالعه کمی درمورد آن صورت گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

نمی دانم برنامه "عبورشیشه ای" شبکه 5 را می بینید یا نه.به خاطر سبک خاصی که مجری این برنامه در گفت وگوهای شبانه اش دارد،گاهی این برنامه را می بینم.دیشب،مهمان برنامه "عبورشیشه ای" سرداری بود از ستاد مبارزه با قاچاق کالا.قراربود آقای سردار،سر ساعت در برنامه خاضر شود اما من ومجری برنامه وبقیه بینندگان،هرچه منتظر ماندیم،ازآقای سردار خبری نشد.

مجری برنامه که مشخص بود،سردرگم شده است،به مدیرروابط عمومی ستاد مبارزه با قاچاق کالا زنگ زد.بنده خدا گفت: به خدا من ،به اتفاق سردار، ساعت 7 از سعادت آباد راه افتاده ایم اما هنوز(ساعت 22) تا جام جم،فاصله زیادی داریم.

درهرصورت مجری بخت برگشته "عبورشیشه ای" هرطور که بود سروته برنامه اش را هم آورد اما ازسردار خبری نشد که نشد.

امروز صبح هم خیلی از بچه ها، با چند ساعت تاخیر،به روزنامه آمدند.یکی می گفت:آژانس نبود.یکی می گفت: ترافیک بود.یکی می گفت: تاکسی نبود و...

با خودم گفتم؛ شهرداری اصولگرا ودولت اصولگرا دربرف پاییزی شب گذشته زمین گیر شدند.راستی مدیریت شهر ومدیریت کشور،می تواند به اصولگرایی آدم ها ربط داشته باشد؟

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

               عکس: رهام وزیری

در قسمت قبلي گفت‌وگو با مهندس مهدي كريمي در مورد كودكي «نگين فيروزه‌اي زاگرس» كه حالا عروس استان خوزستان است، صحبت كرديم. آقاي كريمي براي ما شرح داد كه «نگين» چگونه متولد شد و چگونه به سن نوجواني رسيد.در قسمت دوم گفت‌وگو، معاون اجرايي پروژه براي ما در مورد ويژگي‌هاي فني سدكارون3 صحبت خواهد كرد و در نهايت در قسمت پاياني گفت‌وگو شما مي‌توانيد با ديدگاه معاون اجرايي پروژه در مورد چالش دفن ميراث فرهنگي آشنا شويد.در قسمت پيش‌رو، مهندس كريمي، از فراز و نشيب‌هاي 14 سال كار روي سدكارون3 سخن گفته است. فراز و نشيب‌هايي كه با درگذشت 61نفر از مهندسان و كارگران كشور، تلخ مي‌شود و با تمجيد كارشناسان و مهندسان برجسته بين‌المللي از سدكارون 3 به شيريني مي‌گرايد.نگاه و خاطره مهندس كريمي از بازديد دو رييس‌جمهور از سد كارون 3 هم خواندني است. معاون اجرايي سد كارون3 از 14سال فعاليت‌ مهندسان ايراني روي بزرگ‌ترين سد ايران سخن گفت و تا آنجا پيش رفتيم كه سد به مرحله بهره برداري رسيد. در قسمت پاياني گفت‌وگو آنچه اهميت دارد اظهار نظر مهندس كريمي در مورد به زير آب رفتن ميراث فرهنگي كشور است به اعتقاد او انگشت اتهام نبايد به سوي سد سازان نشانه رود. او مي‌گويد:ما 3میلیون کامیون خاك‌برداری کرده‌ايم، آیا ‌سازمان میراث فرهنگی در این مدت، نمی‌توانست به‌اندازه 300کامیون، خاك ‌بردارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

بدون اینکه بخواهم دراین مورد موضع گیری منفی داشته باشم،فقط خوشحال هستم که بزرگان قدیمی عرصه هنر،سرانجام موفق شدند،در دولتی ترین تریبون رسانه ای، برای مردم ایران پیام داشته باشند.

البته آرزو داشتم این پیام،به مناسبت مرگ "بابک بیات" نبود.

درصفحه اجتماعی "روزنامه ایران""داریوش " خواننده معروف مقیم فرانسه،درگذشت" بابک بیات" را تسلیت گفت.

او دراین پیام نوشت:

"با تو توی کوچه موسیقی به دنیا اومدم.توی همین کوچه پاگرفتم،اماتو،یه روز تلخ پاییزی مثل پدر بزرگ توی "همون کوچه بن بست"منو تنها گذاشتی ورفتی.اما دیوارای اون کوچه به یاد تو پرازشعرای یادگاریه ونام تو مثل بودن همیشه جاریه"

همچنین در پیام دیگری که درهمین روزنامه چاپ شده است،بازیگران معروف سینمای قبل از انقلاب از جمله،ناصر ملک مطیعی،نصرت الله وحدت و... درگذشت" بابک بیات" را تسلیت گفته اند.

نوجوان تراز این روزها که بودم،آهنگ "کوچه قدیمی"را زیاد گوش می کردم.

میون این همه کوچه

که به هم پیوسته

کوچه قدیمی ما

کوچه بن بسته...

 

راستی قبل ازاینکه این صفحه از آرشیو روزنامه ایران برداشته شود بد نیست سری بزنید وخودتان ازنزدیک ببینید . پایین صفحه-سمت چپ  .(اینجا)

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

خبر بسیار ناراحت کننده ای که دیروز شنیدم درمورد مرگ ناگهانی وعجیب پسر دکتر "محمد خزاعی" معاون وزیر اموراقتصادی ودارایی ورییس سازمان سرمایه گذاری خارجی ایران  در نیویورک است.

ظاهرا بنده خدا که در نیویورک درس می خواند پنج شنبه هفته گذشته دراثر ایست قلبی دارفانی را وداع گفته است.

دکتر خزاعی برای آوردن جسد پسر جوان اش،به نیویورک سفر کرده است.

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

    

 

           

 

       رفتم سری به وبلاگ رهام بزنم دیدم

     عکس یه نی نی گذاشته روی صفحه اصلی.

        یه لحظه فکر کردم عکس نی نی رفیق

      قدیمی خودمونه. وقتی نوشته هاشو خوندم،

      دیدم نی نی آرش حسن نیا نیست.

  به آرش زنگ زدم،گفت قراره 10 روز دیگه

 به دنیا بیاد. دعا کردم بچه شون، شبیه آرش نشه.

   بنفشه هم حتما حال وروز پراضطرابی داره. 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

  

              

 

"...با خودم می گویم، در 14 سال گذشته، دنیای سیاست، سه رییس جمهور،پنج دولت وپنج مجلس را دیده است. دراین مدت راست ها آمده اند وچپ ها رفته اند. چپ ها دوباره قدرت گرفته اند و راست ها کنار رفته اند اما همه آنهایی که دراین پروژه جان کنده اند، هر روز با صدای دریل و چکش وسنگ شکن بیدار شده اند وبا صدای دینامیت وریزش کوه وسیلاب به خواب رفته اند.ما به دور از هیاهوی سیاسی، برای این کشور، نگینی تراشیده ایم که به آن افتخار می کنیم..."

با این چند خط، فکر می کنید گفت وگو با یک مهندس ایرانی، چه نیازی به مقدمه دارد؟مردی که با او گفت وگو کرده ام، " مهدی کریمی "نام دارد.کوچه وخیابان های تهران را خیلی به یاد ندارد.راه بهارستان وپاستور را بلد نیست واز 14 سال پیش،کمتر فرصت پیدا کرده است تا در "رستوران نایب" یا "رستوران حاتم" قرارهایش را تنظیم کند.15 سال پیش ،نیویورک را ترک کرده است تا در"ایذه" زندگی کند.14 سال است که کوه می شکافد وسنگ می شکند وسیلاب مهار می کند تا روشنایی هدیه کند.ساده است وبی پیرایه.می گوید " نگین زاگرس" مثل دختر من است .فکر این که ممکن است روزی دریاچه فیروزه ای کارون 3 را نبینم، عذابم می دهد"به اندازه دشواری وجان سختی کوه هایی که منفجر کرده است وبه اندازه قدرت سیلاب هایی که پشت سد بتونی کارون 3 مهار کرده است،به سد وسد سازی عشق می ورزد.

با این پیش درآمد،  گفت وگو را بخوانید وبه مهندسان ایرانی درود بفرستید.بازهم دست رهام درد نکند به خاطر عکس ها

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

خیلی وقت بود که سفر مطبوعاتی نرفته بودم اما به لطف همکاراصلاح طلب روزهای دور ونزدیک"مراد ویسی"به اتفاق تیمی از بچه های دنیای اقتصاد، رفتیم تا از" سد کارون 3 "بازدید داشته باشیم.

دیدن پروژه های ملی برای هر وطن پرست و اقتصاد دوست وصنعت گری غرور آفرین است ، به خصوص این که، پروژه مورد اشاره من، قرار بود توسط کنسرسیومی متشکل از 5 کشور بزرگ،ساخته شود اما مهندسان خودمان،سدی ساخته اند که درآن،50 برابر برج میلاد ،40 برابر برج العرب و3/8 برابر برج های دوقلوی تجارت جهانی، سیمان ریزی شده است.

به این دلیل که گفت وگوی مفصلی از حاشیه ها واتفاق های 14 سال کارروی"  سد کارون 3 "با مهندس کریمی (معاون پروژه )داشته ام، خیلی از ویژگی های آن را نمی نویسم اما می خواهم بدانید که خیلی افسوس می خورم برای اینکه می بینم چنین طرح هایی همیشه در هیاهوی سیاسی ورقابت های جناحی کشور، گم می شود.

خیلی مایه تاسف است که تلویزیون دولتی ایران، برای معرفی چنین پروژه هایی درخواست میلیاردها تومان پول می کند. وخیلی بدتر اینکه تصویراین پروژه ها در فضای مسموم سیاسی کشور،غبارآلوده ومبهم می شود .

این عکس هم یادگار خنده ها ومسخره بازی های ما در حاشیه دیدار از سد کارون 3 است(دست رهام درد نکند)

تیمسار میرعلیرضا طجوزی معروف به سلطان را در عکس می بینید که دارد از ما سان می بیند.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |