اپیزود اول:
روایت غم انگیز علی را درمورد پایان شرق خواندم.روایت من هم از فرجام هم میهن دست کمی از نوشته علی ندارد.
هرروز به ساختمان چهارطبقه وخلوت هم میهن می رویم وهرروز این پرسش احمقانه را ازهم می پرسیم؛ازهم میهن خبری نشد؟
این پرسش، این روزها آن قدر تکراری وغم انگیز شده است که گاهی اگر در مواجهه با آقای کرباسچی یا عطریان فر، مطرحش می کنم، حتما اضافه می کنم که "ببخشید سوالی احمقانه وتکراری را مطرح می کنم"
درهرصورت به روزهای آخر حضورمان درساختمان خالی هم میهن نزدیک می شویم وباید همه چیز را فراموش کنیم.
اپیزود دوم:
دیروز بچه ها پول گذاشتند تا برای افطار چیزی تهیه کنند.نان سنگک وکمی پنیر وخرما.چه افطاری غم انگیزی.
اپیزود سوم:
همه به هم وفادار مانده ایم.چندتایی ازدبیران گروه های مختلف هم میهن.هرکسی پیشنهادهای خوبی داشته است اما نمی دانم این جماعت را چه شده است که هیچ کدام ترک هم میهن نکرده اند.
از محمد قوچانی که می دانم تحت فشارشدید قرار گرفته است تا درروزنامه...مسوولیت بگیرد تا اکبرمنتجبی وبقیه.
ازمیان بچه های گروه اقتصادی هم علی خردپیر-مهدی نوروزیان ومحسن یعقوبی، هرروز به ساختمان غم انگیز هم میهن سرمی زنند.
اپیزود چهارم:
ما تجربه های زیادی از توقیف داریم اما حالا باورکرده ایم که هیچ وقت،فضای مطبوعاتی، تا این اندازه بسته وناامید کننده نبوده است.
خداراشکر می کنم که شعار دولت نهم، مهرورزی وعدالت است اگرنه، خدا می داند چه بلایی سرمان می آوردند.بعضی ها بحث زمین گذاشتن قلم وترک فضای سیاسی را مطرح کرده اندوشاید یکی ازهمین روزها از زمین بازی خارج شوند.آنها حتما بهانه ای دارند ومی توانند اما ما چه کنیم؟
با مهران كرمي كاركرده باشي و اعتراف نكني كه آدم نازنيني است،بي انصافي كرده اي.
هميشه جزو اولين نفرهايي است كه كار را شروع مي كند وآخرين نفرهايي كه از تحريريه خارج مي شود.
نه اين كه مهران آدم منصفي هم هست، دليل ديگري هم وجود دارد كه من از دبير تحريريه هم ميهن وشهروند امروز تعريف مي كنم: ماهم هروقت بي كار مي شويم، سرهمديگر را مي تراشيم.
عباس سماكار نويسنده كتاب "من يك شورشي هستم" كه درجريان وقايع سال 1352 به همراه 11 نفر ديگر به اتهام اقدام عليه خاندان سلطنتي بازداشت شده بود، به گفت وگوي من با ايرج جمشيدي واكنش نشان داده است.
***
ايرج جمشيدي در گفت وگويي كه درشهروند امروز منتشر شد، مدعي بود كه ماجراي گروگان گيري خاندان سلطنتي، در محفل حشيش كشي طرح شده بود واگر ساواك وارد ماجرا نمي شد، هيچ اتفاقي نمي افتاد.
واين هم جواب عباس سماكار:
اخیرا ایرج جمشیدی در یک گفتگوی روزنامه اي مطالبی در باره پرونده پیشین ما در دادگاه رژیم شاه «طرح گروگان گیری رضا پهلوی در سال ۱٣۵۲ شمسی» گفته است که من می کوشم در این نوشتار به آن پاسخ بدهم.

هربار كه بحث تغيير رييس كل بانك مركزي مطرح مي شود، نام طهماسب مظاهري به عنوان نخستين گزينه براي جايگزيني رييس كل، درصفحه اول روزنامه ها مي نشيند.اين سناريو چندسال است كه تكرار شده اما هربار پررنگ تراز قبل، دوباره مطرح مي شود.
طهماسب مظاهري كه درسال هاي پاياني دولت محمد خاتمي، مشاور اقتصادي رييس جمهوربود، با تشكيل دولت دوم اصلاحات، دركسوت وزير اموراقتصادي ودارايي، به كابينه راه يافت. مظاهري حدود دوسال در كابينه دوام آورد اما هيچ كس نفهميد به چه دليل ازسوي محمد خاتمي كنارگذاشته شد تا سيد صفدر حسيني جاي اورا بگيرد. با تشكيل دولت محمود احمدي نژاد، ازطهماسب مظاهري به عنوان يكي ازگزينه هاي ورود به كابينه ياد مي شد اما سهم او از دولت نهم، قايم مقامي وزارت اموراقتصادي ودارايي بود كه پس ازمدتي، بنابه دلايلي نامعلوم، به پايان رسيد. مظاهري بااين حال ازپست قايم مقامي داوود دانش جعفري، به مديرعاملي بانك توسعه صادرات رضايت داد تا نامش هميشه درفهرست ذخيره هاي دولت احمدي نژاد باقي بماند. اكنون كه دوسال از عمردولت نهم مي گذرد، طهماسب مظاهري مطرح ترين گزينه براي رياست بانك مركزي است.
منبع: شهروند امروز