تبليغاتX
نوشته های من

نمایی از کارون ۳-نگینی که حبیب الله بیطرف دلبسته آن است

                             

"حبيب الله بيطرف" رادراتاقي ملاقات مي كنيم كه آدرس آن درراهنماي طبقات ساختمان مديريت پژوهشكده نيرو ديده نمي شود.اتاقي درگوشه اي از طبقه همكف ساختمان كه تابلويي هم برآن آويزان نيست.وزيرنيروي دولت اصلاحات كه به نظرمي رسد بيشتروقتش را صرف پژوهش دراموربرق كرده است،باهمان حرارت هميشگي از عملكردخود ودولت خاتمي دفاع مي كند.به سختي اوراحاضربه صحبت مي كنيم اما درطول مدت گفت وگو،اجازه ورود به خيلي از مسايل روزصنعت برق را نمي دهد.درگوشه اي ازاتاق خلوت وزيرنيروي دولت اصلاحات،تصويري از سد ونيروگاه كارون 3ديده مي شود.سدي كه "نگين" خوزستان نام دارد و حبيب الله بيطرف،زماني مجري آن بوده والبته هم چنان دلبسته آن است.وزيرنيروي دولت هاي هفتم وهشتم،بدون اغراق، كارنامه غرورآميزي به يادگارگذاشته است.به بهانه مرورمشكلات فعلي صنعت برق به ديداراو مي رويم اماكارنامه اورنيزمرورمي كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 خبرفوت احمدآقا را طبق معمول مهدی نوروزیان داد ومحمد  قوچانی با بغضی درگلو آن را تایید کرد.

 یاد ماجرایی می افتم که روزپنج شنبه هفته گذشته با احمدآقا   داشتیم ومن هم بغض می کنم.

 گفت وگوی حبیب الله بیطرف که دراین شماره  شهروندامروزمنتشرشده برای همیشه خاطره احمد بورقانی را درذهن من،محمد قوچانی ومهند س بیطرف زنده نگه خواهد داشت.

 گفت وگوی مهندس بیطرف درحالی زیرچاپ رفته بود که وزیر نیروی دولت اصلاحات،آن رابازخوانی نکرده بود ودرحالی که ما دورازدسترس بودیم،احمدآقای بورقانی پیام فرستاد وما به حرمت این مردبزرگ،به شهروند برگشتیم و اصلاحات مورد نظر آقای بیطرف را انجام دادیم.

آخرین جمله محمد قوچانی راهنوز به خاطر دارم که پس از توقف چاپ شهروند واعمال اصلاحات حبیب الله بیطرف،درپیام گیرگوشی موبایل احمدآقا ضبط شده است:

"احمدآقا سلام.می خواستم بگم کارتموم شد.نگران نباشید.ولی....."

نمی دانم بورقانی این پیام راشنید؟

این هم روایت محمد قوچانی

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |

 

طهماسب مظاهري پس ازاين كه به رياست بانك مركزي منصوب شد،به واسطه شناختي كه ازحسين قضاوي داشت،اورابه قائم مقامي خود برگزيد.مظاهري قائم مقام كنوني اش را از ساختمان باب همايون مي شناسد.جايي كه حسين قضاوي مديريت دفتر پاسخگويي ونظارت وزارت اموراقتصادي ودارايي را عهده گرفت ورابطه نزديكي با وزير برقراركرد.اين نزديكي تا آن جا ادامه يافت كه طهماسب مظاهري قائم مقامي داوود دانش جعفري دروزارت اقتصاد دولت نهم را رها كرد وبه بانك توسعه صادرات رفت.قضاوي اين بارنيز همكاري با طهماسب مظاهري را ردنكرد وبه عنوان عضو هيات مديره به اين بانك رفت.

زماني كه طهماسب مظاهري از بانك كوچك توسعه صادرات،به بانك مركزي نقل مكان كرد، حسين قضاوي اين شانس را پيداكرد كه پس ازرييس،نفردوم ساختمان معروف خيابان ميرداماد باشد.

او اقتصاد خوانده وآن گونه كه سايت بانك مركزي درمعرفي او عنوان كرده است،تزدكتراي او درزمينه "ارزیابی اثر سیاستهای پولی بر چرخه های تجاری در راستای استحكام امنیت ملی" بوده است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمد طاهری |

 

 

آن قدر بی تاب ترم از دوتار

که دوتار

مرا می نوازد

 

زخمه های حاج قربان خون به دل آدم می کرد.صدایش بوی خاک می داد وسازش دنیایی بود از سحروجادو.

به ناله هایش که گوش می کردی هم غم وجودت را می گرفت وهم شادی.چه می دانم،می گویند کاتارسیس می شدی.

سازش دوسیم داشت اما صدای سازش به اندازه صدسیم موسیقی داشت.مثل استاد سمندری که "يهودی منوهين" نوازنده سرشناس ویویلن،گفته بود "من حاضرم تمام افتخارات جهانی‌ام را در موسيقی بدهم و در عوض بتوانم پنجه‌ی اين مرد روستايی را داشته باشم و از ساز چنين نغمه‌هايی بيرون آورم.»

یا هم چون "عثمان محمد پرست"که از کنده درخت توت، نوایی می نوازد سحرآمیز.

افتخار نشستن پای زخمه های هرسه استاد را دارم دراین میان اما درود می فرستم به روح حاج قربان سلیمانی که احیاگرونجات دهنده مقام های موسیقی فولکوریک استان خراسان است.روحش ازدوتار جدا مباد.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد طاهری |