درنجف به دنیا آمده ام/ خواهرزاده دکترداوودی نیستم/ نگاه نهادگرایانه به مسایل اقتصادی دارم / دانش جعفری مدیری احساسی بود / وضع گمرک وسازمان امورمالیاتی نگران کننده شده است / طرح تحول اقتصادی طرح کروبی نیست و................

قرار گفتوگو با سرپرست وزارت امور اقتصادي و جديترين گزينه رئيسجمهور براي فرماندهي اقتصاد ساعت 23 گذاشته ميشود، زماني كه بهجز او و محافظانش هيچكس در ساختمان قديمي وزارت اموراقتصادي نيست.آن چه گفتوگو با دكتر حسين صمصامي را جذاب ميكند، صراحت بينظير او در بيان ديدگاههايش است كه شايد به دليل سابقه او در تحليلگري مطبوعات است.حسين صمصامي كه دانش آموخته خالص مكتب دانشكده اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي است از ساعت 15: 23 تا يك ساعت پس از نيمه شب، فراز و نشيبهاي اقتصاد ايران از سالهاي تعديل، تثبيت و اصلاحات را روايتگري ميكند تا در پايان گفتوگو اين نكته را تاييد كند كه در تمام سالهاي گذشته نهادگرا بوده و از اين دريچه به نقد جدي سياستهاي اقتصادي دو دولت سازندگي و اصلاحات پرداخته است.دومين وزير احتمالي امور اقتصادي و دارايي دولت نهم كه پس از خداحافظي پرسروصداي دكتر داوود دانش جعفري، رسما سكان فرماندهي اقتصادي ايران را در دست گرفت، همچون رئيس دولت نهم سياست انتقاد از خود را در پيش ميگيرد و هدايتگري و مديريت سه سال گذشته سازمانهاي امور مالياتي، گمرك و سيستم بانكي را به چالش ميكشد. بدين جهت بايد او را همراه و همگام با محمود احمدينژاد دانست كه اعتقاد جدي به لزوم تحول در مثلث ماليات، گمرك و بانكها دارد.اين گفتوگو بر اساس آنچه سرپرست وزارت امور اقتصادي با صراحت بيان ميكند، حاوي نكات ريز و درشتي از برنامههاي آينده دولت نهم براي ايجاد تحول اقتصادي است كه دكتر صمصامي بيان ميكند.اگر در سالهاي دور، خواننده نشرياتي همچون روزنامه سلام يا مجله بيان بودهايد، بايد با نام مستعار «ح- اقتصادي» آشنا باشيد كه در دولت سازندگي، سياست تعديل را به چالش ميكشيد و در دولت اصلاحات از ناهماهنگي ميان سياستگذاران اقتصادي سخن ميگفت.«ح- اقتصادي» كسي نيست جز حسين صمصامي مرد 41 سالهاي كه زاده نجف اشرف است و محمود احمدينژاد قصد دارد در يك سال و نيم آينده او را بر كرسي مهمترين وزارتخانه اقتصادياش بنشاند.آيا حسين صمصامي اقتصاددان نهادگرايي كه به شدت طرفدار برقراري سازوكارهاي اقتصاد اسلامي در ايران است، از مهمترين آزمون سياسي – اقتصادي زندگياش، راي اعتماد خواهد گرفت. بايد ايستاد و چالش او و رئيس دولت را با نمايندگان مجلس هشتم نظاره كرد.
منبع: شهروندامروز
این روزهای بی آتیه می آیند ومی روند.روزهای بی پنجره وروزهای بی فردا.این که می آید ومی رود،شب است وروز.بدون نمک.بدون چاشنی ودرحقیقت چرخش چرخ روزگار است واگرنه شب واقعی نسیم دارد وخیابانی نه چندان تاریک که تو روی لبه جدول هایش راه می روی وگوش به پچ پچ باد می کنی که دارد با درخت از درو دست هایی می گوید که نه تو دیده ای ونه درخت که بر هویت اش ریشه دوانیده.
واگرنه روز واقعی جاده دارد با خش خش صدای زنی که دربیابان، تورا به شهر می خواند وتو وقتی به خانه اش پا می گذاری بوی سیب زمینی سرخ کرده،قیمه وپلوی هاشمی دیوانه ات می کند.
شب امیدی به نام روز دارد وروز امیدی به نام شب ومن که دورمانده ام از هردو،روزی برای امید ندارم وشبی برای آرزو.
ومن که دور مانده ام ازشب های واقعی نه امید دارم ونه جاده ای ونه جدولی ونه بادی ونه دوردستی که باد برایم بگوید از رازهایش.
ومن که دور مانده ام ازروز واقعی،نه صفحه ای دارم ونه بیابانی ونه زنی برایم می خواند که بوی برنج هاشمی دیوانه ام کند.
روزها وشب ها،این روزها بی آتیه اند وبی امید ومن به سیبی می مانم که پوستش را کنده اند ودارد زرد می شود وپوسیده تا زنی که صدایی خش دار ندارد،مرا بردارد وبیندازد توی سطل آشغال.
چه روزهای بی آتیه ای که آی با کلاه، کلاهش را میان جدول کلمات متقاطع گم کرده ودال از درد خم شده ومیم ناامیدانه پایش را انداخته است توی جوی آبی که نمی دانم به کجا می رود.