
فكر مي كردم مي توانم با "محمد رضا نعمت زاده" درمورد اقتصاد ايران دردهه 60 گفت وگو كنم و تجربه اش را در مورد همكاري با ميرحسين موسوي جويا شوم اما نعمت زاده،نخستين جرعه چاي سرد را كه نوشيد، خودش را ومن را به روزهاي انقلاب برد.همه، محمد رضا نعمت زاده را وزارت صنايع مي شناسند يا با توانير ومهم تراز همه با پارس جنوبي اما واقعيت اين است كه روحيه او در سال هاي 57 تا 60 شكل گرفته است.جايي كه جواني 33ساله، بر مسند يكي از مهم ترين وزارت خانه هاي استراتژيك آن زمان- وزارت كار- تكيه مي زند واندكي بعد، به وزارت صنايع بحران زده مي رود.محمد رضا نعمت زاده وقتي از روزهاي پرتلاطم انقلاب مي گويد،اشك مي ريزد ودرعين حال گاهي مي خندد.ومن نمي فهمم براي آن روزها وتلاطم هايش بايد همراه با او اشك بريزم يا بخندم.مرد جوان روزهاي انقلاب، اين روزها سالخورده ترازآن شده است كه بتوان با او، يك دهه يا دو دهه از تجربياتش را مروركرد ومهم تراين كه وقت دكترش رسيده بود ومن ديگر نتوانستم با او از سال هاي 60 به بعد صحبت كنم.به قول محمد رضا نعمت زاده" باشد براي بعد"