در دولت محمد خاتمی هر هفته شاهد وقوع یک بحران بودیم.تقدیراما این است که در دولت محمود احمدی نژاد، هرهفته یک شوی سیاسی ببینیم.
دولت محمود احمدی نژاد بیش از تصمیم گیری کارشناسانه ،منطقی ودیپلماتیک ، سعی دارد افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد وبه همین دلیل دراین دولت، مشاوران رسانه ای ابتکار عمل را دردست دارند تا مشاوران اجرایی.
اشاره ام به جریان دستگیری وآزادی 15 نظامی انگلیسی است که بنا به ادعای مقامات ایرانی، در آب های خلیج فارس دستگیر شدند.
موضوع مهم این است که برخورد دولت با جریان دستگیری نظامی های انگلیسی، دیپلماتیک ومبتنی بر آداب سیاسی ودرمجموع در شان کشورایران، نبود.
مهم این بود که انگلیسی ها، به گفته دولت مردان ما، به آب های ما تجاوز کرده بودند واگر چنین بود، چرا باید قهرمانانه از آنها استقبال می کردیم.
نکته مهم تر این بود که رافت سیاسی رییس جمهور اگر هم منشا اسلامی داشت، چنان بد ونامناسب اجرا شد که جای شبهه ای باقی نگذاشت که دولت نهم قواعد دیپلماتیک را بلد نیست وآن را ناشیانه اجرا می کند.
نظامی های انگلیس، هرچه بودند، آن قدر اهمیت نداشتند که رییس جمهور کشورما با آنها دیدار رسمی داشته باشد.آنها به طور قطع، از درجه داران معمولی ورده پایین نیروی دریایی انگلیس بودند ولزومی نداشت که رییس جمهور ایران به اتفاق چند عضو کابینه، به استقبال رسمی آنها برود.
وقتی تلویزیون دولتی ایران داشت نظامیان کت وشلوار پوشیده انگلیسی را در حال کشتی گرفتن وشوخی با هم نشان می داد، وپس از آن، تصویر دیدار آنها با رییس جمهور ایران را پخش کرد، خیلی ها احساس خوشایندی پیدا نکردند.
رییس جمهور ایران می توانست با قبول میانجیگری کشورهای دیگر وبا ابلاغ نامه ای رسمی، رافت اسلامی را نشان دهد نه این که با ملاقات رسمی با 15 جوان انگلیسی، که انگار برای دیدن جاذبه های توریستی به ایران آمده بودند، غرور دیپلماتیک یک دولت را زیرپا بگذارد.
اگر کار در قالب رفتارهای سیاسی مبتنی بر عقلانیت پیش می رفت، ایران باید پیش از آن که تونی بلر به صورت رسمی هشدار داد وضرب الاجل تعیین کرد، ملوانان انگلیسی را آزاد می کرد اما چون کار برمبنای اصول خود پیش نرفت، تونی بلر نزد انگلیسی ها برنده شد واحمدی نژاد نزد ایرانی ها غرور خود ودولت اش را زیر پا گذاشت.